تبعات تعجیل گروسی؛ چرا ایران با شتاب آژانس همراه نیست؟

تبعات تعجیل گروسی؛ چرا ایران با شتاب آژانس همراه نیست؟

تهران- ایرنا- فنی‌ترین گزارش‌ها و اظهارات مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره برنامه هسته‌ای ایران هم، آغشته به رگه‌های پررنگی از سیاست است که در تازه‌ترین آن‌ها گروسی تلاش کرده تا در پوشش فنی-حقوقی وارد مذاکرات ۶۰ روزه ایران و آمریکا شود و چیزی را از تهران بخواهد که هنوز درباره جزئیات آن هیچ گفت‌وگویی صورت نگرفته و همه چیز به مجموعه‌ای از تعهدات و گام‌ها وابسته است.

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، دور تسلسل در «مذاکره-بمباران- مذاکره» تجربه یک سال گذشته جهان در پرونده هسته‌ای است و در این میان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم به عنوان ناظر این دور تسلسل، نه توان ایجاد سازوکاری برای حراست از برنامه صلح‌آمیز ایران را داشته و نه حتی توان محکومیت حمله آمریکا و اسرائیل به این تاسیسات را. اکنون اما پس از دو جنگ تحمیل شده بر ایران و تفاهمی که در سایه آن بستری برای گفت‌وگوهای هسته‌ای میان ایران و آمریکا به وجود آمده؛ «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تلاش است تا نقش این نهاد را در سناریوهای پیش‌رو شناسایی و تثبیت کند. در این مسیر اما او همچنان به تکرار روش‌های پیشین اصرار دارد، بی‌آنکه در ارزیابی آن‌ها به ناکارآمدی سیاست ابهام و فشار پی برده باشد.

تفاهم اسلام‌آباد نام یادداشتی است که «مسعود پزشکیان» و «دونالد ترامپ» روسای جمهور ایران و آمریکا در شامگاه ۲۷ خرداد ماه آن را در ۱۴ بند امضا کردند تا جنگ را در همه جبهه‌ها به شمول لبنان پایان داده و شرایط گفت‌وگو درباره موضوه هسته‌ای ایران و تحریم‌های اعمال شده از سوی آمریکا را فراهم کنند. بر منبای این یادداشت تفاهم دو کشور با میانجیگری پاکستان و قطر در ۶۰ روز آینده درباره جزییات رسیدن به سازوکار مشخص حل و فصل چالش‌ها گفت‌وگو خواهند کرد.

تبعات تعجیل گروسی؛ چرا ایران با شتاب آژانس همراه نیست؟

مدیرکل آژانس و ورود زودهنگام به تفاهم اسلام‌آباد

تفاهم امضا شده میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، به عنوان گام نخست رسیدن به توافقی جامع میان دو کشور، بهانه‌ای برای نقش‌آفرینی کشورها و نهادهای دیگر در این فرآیند هم فراهم آورده است و از اروپا و کشورهای منطقه تا آژانس بین‌المللی اتمی هریک به نوعی در حال بازتعریف نقش و جایگاه خود در فرآیند جاری میان دو تهران و واشنگتن هستند. اظهارات اخیر مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را هم باید از چنین زاویه‌ای مورد بررسی قرار داد. گروسی روز پنجشنبه ۵ تیرماه در نشستی خبری، پاسخگوی سوالات خبرنگاران بود و به محورهایی اشاره کرد که با توجه به ماهیت گفت‌وگوهای آینده ایران و آمریکا از یک سو و نقش تعیین‌کننده نهادی که بر آن ریاست دارد، از سوی دیگر، نیازمند تامل است.

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در بخش‌هایی از اظهارات خود به یادداشت تفاهم اسلام‌آباد پرداخت و درباره نقشی که این سند به آژانس و وی داده است؛ محورهایی را مطرح کرد.

۱- گروسی در بند نخست اعلام کرده در این یادداشت تفاهم به صراحت آمده است که بخش هسته‌ای این توافق تحت نظارت و راستی‌آزمایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خواهد بود.

۲-بخش دیگری از سخنان مدیرکل سازمان انرژی اتمی به یک گزاره بدیهی درباره این نهاد اشاره دارد. گروسی اعلام کرده است که اگر قرار است توافقی معتبر، مستحکم و قابل اعتماد باشد، باید راستی‌آزمایی آن بر عهده آژانس قرار گیرد. بر اساس اساسنامه آژانس نیز هرگاه یک یا چند کشور از آژانس بخواهند توافقی را راستی‌آزمایی کند، این دقیقاً همان ماموریتی است که ما انجام می‌دهیم.

در این بند از تفاهم، گرچه به نقش آژانس برای نظارت اشاره شده اما جزئیات و کیفیت آن به تشکیل سازوکار و مطابق با بند ۷ (برابر یک برنامه زمانی مورد توافق به عنوان بخشی از توافق نهایی) مشروط شده است. از این رو بخش دیگر سخنان گروسی که اعلام کرده است که هنوز فرآیند راستی‌آزمایی را آغاز نکرده‌؛ موضوعی طبیعی و منطبق بر بندهای توافق است.

۳- گروسی در این نشست خبری اعلام کرده است که پیش از آغاز هر اقدام دیگری، باید دوباره به محل بازگردیم، بررسی کنیم که مهر و موم‌های آژانس همچنان سالم هستند یا خیر و اطمینان حاصل کنیم که هیچ بخشی از مواد هسته‌ای مفقود نشده است. به نظر من، این نخستین گام ضروری پیش از هر اقدام دیگری است.

۴- مدیرکل آژانس همچنین درباره موضوع ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران هم گفته است: ما از این مواد فهرست موجودی دقیقی در اختیار داریم؛ بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا ثبت شده است. علاوه بر آن، اورانیوم ۲۰ درصدی، ۵ درصدی و مقادیر قابل توجه دیگری از اورانیوم نیز وجود دارد.

۵-گروسی همچنین از آمادگی خود برای ادامه فعالیت‌های فنی سخن گفته و اعلام کرده که: حاضر است در سریع‌ترین زمان ممکن در محل حضور یابد. ما نخستین گفت‌وگوهای فنی را با طرف ایرانی انجام داده‌ایم و انتظار داریم این روند ادامه پیدا کند. شاید به خاطر داشته باشید که مذاکره‌کنندگان، که البته آژانس عضوی از مذاکرات نبوده و صرفاً مسئول راستی‌آزمایی بخش هسته‌ای است، تصمیم گرفته‌اند یک کمیته اجرایی یا کمیته نظارتی تشکیل دهند که شامل چند کارگروه تخصصی، از جمله کارگروه هسته‌ای، خواهد بود.

گرچه بخش عمده اظهارات مدیرکل آژانس درباره برنامه هسته‌ای ایران بود اما تطبیق بخش‌هایی از سخنان گروسی درباره سند اسلام‌آباد با بندهای ۱۴‌گانه این متن نشان می‌دهد که تنها در بند ۸ این تفاهمنامه به نقش آژانس اشاره شده و آمده است: جمهوری اسلامی ایران مجدداً تایید می‌کند که سلاح هسته‌ای تولید یا ابتیاع نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت کرده‌اند که وضعیت مواد غنی‌شده ذخیره شده را از طریق یک سازوکار مورد توافق طرفین و مطابق با برنامه زمانی مندرج در بند ۷، حداقل به شیوه رقیق‌سازی در محل، تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، حل و فصل کنند.

در این بند از تفاهم، گرچه به نقش آژانس برای نظارت اشاره شده اما جزئیات و کیفیت آن به تشکیل سازوکار و مطابق با بند ۷ (برابر یک برنامه زمانی مورد توافق به عنوان بخشی از توافق نهایی) مشروط شده است. از این رو بخش دیگر سخنان گروسی که اعلام کرده است که هنوز فرآیند راستی‌آزمایی را آغاز نکرده‌؛ موضوعی طبیعی و منطبق بر بندهای توافق است.

نقطه اختلاف ایران و آژانس کجاست؟

سخنان روزهای اخیر مدیرکل آژانس درباره برنامه هسته‌ای ایران، تفاهم اسلام‌آباد و نحوه حضور و بازرسی از تاسیسات هسته‌ای ایران، در شرایط عادی موضوعاتی قابل فهم، طبیعی و مورد انتظار از سوی این نهاد ناظر است. اما پرسش مهم این خواهد بود که آیا در حال حاضر شرایط عادی است؟ پاسخ به این پرسش را مرور گزاره‌های زیر منفی خواهد ساخت.

۱) برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران بزرگترین و پرتعدادترین بازرسی‌های تاریخ این نهاد را به خود دیده است.

۲) در هر بار بازرسی از این تاسیسات، گزارشگران آژانس بر صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های ایران تاکید کرده‌اند.

۳) ایران بارها و از مسیرهای مختلف اعلام کرده است که قصد ساخت و خرید بمب اتم را نداشته و استفاده از این سلاح را حرام شرعی می‌داند.

۴) جمهوری اسلامی ایران به‌رغم همه بدعهدی‌های طرف‌های غربی و حتی نهاد ناظری چون آژانس از هر فرصتی از جمله تفاهم قاهره برای ایجاد حداقلی از اعتماد و حسن‌نیت استفاده کرده اما هربار با تداوم و تشدید بدعهدی روبرو شده است.

۵) تاسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز جمهوری اسلامی ایران با تمام مختصات اشاره شده در بندهای فوق، خرداد و اسفند ماه سال گذشته مورد حمله و بمباران گسترده آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفت و آسیب‌های بسیار جدی دید.

۶) آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نه تنها حمله به این تاسیسات را محکوم نکرد بلکه در بیانیه‌ها و قطعنامه‌های مختلف فشارهای سیاسی متعددی هم علیه ایران روا داشت.

۷) هیچ بند، پروتکل و آیین‌نامه‌ای در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای بازرسی از تاسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز آسیب دیده وجود ندارد.

تمام این بندها حکایت از آن دارد که در حال حاضر پرونده هسته‌ای ایران، پرونده‌ای عادی نیست که رسیدگی به آن طبق خواست عادی مدیرکل آغاز شده و به انجام رسد.

تبعات تعجیل گروسی؛ چرا ایران با شتاب آژانس همراه نیست؟

این شرایط ویژه را ادعاهای متناقض مدیرکل آژانس تشدید هم می‌کند؛ گروسی مدعی شده است که ما هیچ کشوری را به تلاش برای ساخت سلاح هسته‌ای متهم نمی‌کنیم؛ بلکه تنها اعلام می‌کنیم که در چنین شرایطی نمی‌توانیم تضمین‌ها و اطمینان‌های معتبر و قابل اتکایی ارائه دهیم که همه چیز مطابق مقررات پیش می‌رود. این، به بیان ساده، مدل کاری ماست.

این مدل کاری آژانس اما یکی از بهانه‌های حمله آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران و یکی از مهمترین دلایل فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی به ایران بوده و پرسش این است که آیا چنین روندی درباره دیگر اعضای این نهاد بین‌المللی هم وجود داشته است؟ پاسخ این پرسش را گروسی داده و ادعا کرده که «این رویکرد فقط درباره ایران نیست، بلکه درباره همه کشورهای عضو پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) که دارای موافقت‌نامه جامع پادمان با آژانس هستند، صدق می‌کند. این اصل کلی کار ماست. دولت ایران نیز به‌صراحت اعلام کرده که چنین قصدی ندارد اما صرف اعلام نیت کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، ایجاد یک نظام بسیار قوی برای راستی‌آزمایی است».

با این همه اما به نظر می‌رسد این اصل کلی درباره بزرگترین دارنده زاردخانه هسته‌ای در خاورمیانه یعنی رژیم اسرائیل صادق نیست و آژانس برخلاف ادعای مدیرکل خود از این رژیم نیت‌خوانی کرده، حسن‌نیت آن‌ها را تشخیص داده و پذیرفته است.

موفقیت این اولین ماموریت واقعی آژانس بعد از جنگ، نیازمند صبوری و ثبات بیشتر مدیرکل است. در حال حاضر و با ارزیابی رفتار هسته‌ای تهران در طول سه دهه گذشته به نظر می‌رسد موضوع اختلاف نه بر سر اصل بازرسی که زمان آن است.

تناقض دیگر گروسی در پاسخ به پرسشی درباره محکومیت حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران مشخص می‌شود؛ جایی که مدیرکل مدعی است که از ورود به اظهارنظرهای سیاسی از این دست پرهیز می‌کند و وظیفه او حل مسائل فنی است اما حمله به تاسیسات هسته‌ای اقدامی است که هرگز نباید رخ دهد. این کناره‌گیری از نگاه سیاسی درحالی است که گزارش‌های گروسی درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران جز در موارد معدودی، اغلب سیاسی، حتی امنیتی و به دور از مختصات فنی، حقوقی تدوین و منتشر می‌شود. گروسی در حالی مدعی اقدام فنی است که در همین گفت‌وگو درباره زمان بازگشت بازرس‌ها، ضرورت سرعت مذاکره، جزئیات ذخایر اورانیوم موضع رسانه‌ای می‌گیرد.

تاکید تهران بر اعتمادسازی پیش از راستی‌آزمایی

بازگشت بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران و آغاز همکاری ایران با این نهاد، به تصریح «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه باید بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی و توجه به مسائل امنیتی و حفاظتی مختص خاص این بازرسی‌ها باشد. «قانون الزام دولت به تعلیق همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» که چهارم تیرماه سال گذشته و در واکنش به بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران در مجلس شورای اسلامی تصویب شد تصریح می‌دارد: دولت اجازه همکاری با آژانس را ندارد مگر آنکه حصول دو شرط زیر توسط شعام احراز شود:

۱-رعایت کامل حاکمیت ملی و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران و به ویژه تأمین امنیت مراکز و دانشمندان هسته‌ای.

۲-رعایت کامل حقوق ذاتی جمهوری اسلامی ایران در بهره‌مندی از کلیه حقوق مُصَرح در ماده ۴ معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای به ویژه غنی‌سازی اورانیوم.

تبصره آمده در این قانون هم تاکید کرده که هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که سبب عدم اجرا یا اجرای ناقص تکلیف مقرر در این قانون شود، جرم محسوب شده و مشمول مجازات شدید است. این تاکید با توجه به شرایط خاص برنامه هسته‌ای ایران باید مورد تفسیر قرار گیرد. اینکه آژانس در نخستین بازرسی پس از جنگ باید سلامت مهر و موم‌ها را بررسی کند، موجودی مواد را شمارش کرده و وضعیت سانتریفیوژها را مشخص کند و درباره آسیب‌ها گزارش دهد، موضوعی طبیعی است اما موفقیت این اولین ماموریت واقعی آژانس بعد از جنگ، نیازمند صبوری و ثبات بیشتر مدیرکل است. در حال حاضر و با ارزیابی رفتار هسته‌ای تهران در طول سه دهه گذشته به نظر می‌رسد موضوع اختلاف نه بر سر اصل بازرسی که زمان آن است.

برای تهران امنیت تاسیسات هسته‌ای و محرمانه باقی ماندن اطلاعات هسته‌ای با توجه به تمام حملات و ترور دانشمندان و خرابکاری‌های هسته‌ای اهمیت ویژه دارد اما در گام نخست ایران باید درباره نیت و انگیزه آمریکا، آژانس و شورای حکام اطمینان حاصل کند و این اطمینان را در گام‌های متناسبی که با طرف آمریکایی طراحی کرده؛ پیگیری می‌کند. از این رو در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ نه موضوع هسته‌ای که پایان جنگ را به عنوان هدف اصلی انتخاب کرد و این روند اطمینان و اعتماد حداقلی به نیت‌ها را به ۶۰ روز مذاکرات واگذار کرد.

در حال حاضر برای ایران موضوع اعتمادسازی بیش از هر مفهوم دیگری اهمیت دارد و البته که دست ایران در توضیح دلایل این بی اعتمادی هم پر است. اعتمادی که آمریکا در دو بار بمباران ایران در میانه مذاکرات آن را از بین برد. در چنین شرایطی تعجیل بی‌منظق گروسی نه تنها کمکی در مسیر ساختن این اعتماد نیست بلکه گام برداشتن در این مسیر را دشوارتر هم خواهد کرد. گروسی تمنای حضور در صحنه مذاکرات ایران و آمریکا با میانجی گری رسمی پاکستان و حاشیه ای قطر را دارد تا در دفتر برنامه‌های شخصی خود به ویژه در مسیر دستیابی به کرسی دبیرکلی سازمان ملل متحد، امتیاز مثبتی ثبت کند و این در حالی است که ایران پس از تجربه‌های متعدد در رابطه با آژانس‌ چندان علاقه‌ای به ایفای نقش‌ به او در این صحنه ندارد.

نظرات کاربران