جنگ سوم خلیج فارس عامل زمین‌لرزه در نظم مالی جهان

جنگ سوم خلیج فارس عامل زمین‌لرزه در نظم مالی جهان

اوراسیا ریویو اشاره می‌کند که در سال 2026، امنیت فیزیکی جایگزین سودآوری تجاری به عنوان اولویت اول سرمایه‌گذاران شده و این موضوع منجر به خروج عظیم سرمایه‌ها به سمت بازارهای امن‌تر در غرب شده است.

تحلیل وب‌سایت «اوراسیا ریویو» در آوریل ۲۰۲۶، به بررسی ابعاد نوین و ویرانگر درگیری نظامی میان ایران و محور آمریکا-اسرائیل از دریچه «ژئواکونومیک» می‌پردازد. 

این گزارش استدلال می‌کند که برخلاف جنگ‌های اول و دوم خلیج فارس (۱۹۹۱ و ۲۰۰۳)، درگیری سال ۲۰۲۶ در جهانی رخ می‌دهد که زنجیره‌های تأمین به شدت به هم پیوسته و تکنولوژی‌های انرژی تغییر یافته‌اند.

نویسنده معتقد است که این جنگ تنها یک تقابل نظامی نیست، بلکه تیر خلاصی بر پیکره «جهانی‌سازی» به شیوه سنتی و آغاز عصر «اقتصادهای سنگری» است. از نگاه اوراسیا ریویو، پیامدهای اقتصادی این جنگ به مراتب فراتر از قیمت نفت رفته و کل ساختار مالی و اعتباری منطقه را هدف قرار داده است.

یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های این تحلیل، تمرکز بر «مرگ استراتژی‌های تنوع‌بخشی اقتصادی» در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است. در حالی که عربستان سعودی و امارات تریلیون‌ها دلار برای گذار از اقتصاد نفتی سرمایه‌گذاری کرده بودند، این جنگ عملاً جریان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) را متوقف کرده است.

اوراسیا ریویو اشاره می‌کند که در سال ۲۰۲۶، امنیت فیزیکی جایگزین سودآوری تجاری به عنوان اولویت اول سرمایه‌گذاران شده و این موضوع منجر به خروج عظیم سرمایه‌ها به سمت بازارهای امن‌تر در غرب شده است.

ابرپروژه‌هایی که قرار بود آینده خلیج فارس را بسازند، اکنون به دلیل ریسک‌های بالای بیمه کشتی‌رانی و تهدیدات موشکی علیه بنادر، در وضعیتی تعلیق‌گونه قرار گرفته‌اند که بازگشت آن‌ها به مسیر عادی ممکن است دهه‌ها به طول بینجامد.

لایه دیگر این بحران ژئواکونومیک، «سلاح‌سازی از شریان‌های انرژی» است. برخلاف گذشته که تنها بستن تنگه هرمز تهدید محسوب می‌شد، در سال ۲۰۲۶ حملات سایبری و فیزیکی به زیرساخت‌های استخراج و خطوط انتقال، تولید انرژی را به یک ریسک امنیتی تبدیل کرده است.

این گزارش تأکید می‌کند که شوک ناشی از قطع صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) از قطر، اقتصادهای وابسته در شرق آسیا و اروپا را به سمت یک رکود تورمی بی‌سابقه سوق داده است.

این وضعیت باعث شده تا قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه چین، برای حفاظت از منافع ژئواکونومیک خود، به صورت مستقیم در معادلات امنیتی منطقه دخالت کنند که این امر خود منجر به پیچیده‌تر شدن میدان نبرد و تبدیل آن به یک «جنگ سرد اقتصادی جهانی» شده است.

در نهایت، اوراسیا ریویو نتیجه می‌گیرد که «جنگ سوم خلیج فارس» منجر به بازآرایی کامل نقشه‌های تجاری جهان شده است. کریدورهای جدیدی که قرار بود هند را به اروپا متصل کنند (مانند IMEC)، عملاً از دستور کار خارج شده و جای خود را به مسیرهای طولانی‌تر و گران‌تر داده‌اند. 

این تحلیل هشدار می‌دهد که حتی در صورت برقراری آتش‌بس، «اعتبار ژئواکونومیک» منطقه به شدت خدشه‌دار شده است. خلیج فارسِ پساجنگ، منطقه‌ای خواهد بود که در آن هزینه‌های تولید و تجارت به دلیل الزامات امنیتی به شدت افزایش یافته و این موضوع رقابت‌پذیری این پادشاهی‌ها را در برابر مراکز اقتصادی جدید در آفریقا و آمریکای لاتین تضعیف خواهد کرد. 

سال ۲۰۲۶ سالی است که در آن «ژئواکونومیک» ثابت کرد که گلوله‌ها نه تنها سربازان، بلکه رویاهای توسعه یک نسل را نیز از پای درمی‌آورند.

نظرات کاربران