از کریدور هرمز تا تجاوز به جنوب؛ ترامپ چگونه دیپلماسی را به تعویق می‌اندازد؟

از کریدور هرمز تا تجاوز به جنوب؛ ترامپ چگونه دیپلماسی را به تعویق می‌اندازد؟

تهران- ایرنا- در حالی که تهران با تکیه بر دیپلماسی منطقه‌ای و توافق با عمان در تنگه هرمز، نشانه‌های روشنی از آمادگی برای مدیریت تنش و بازگرداندن ثبات به این آبراه ارائه کرده بود، حمله دوباره آمریکا به جنوب ایران نشان داد فاصله میان مسیر دیپلماسی و رفتار میدانی واشنگتن همچنان زیاد است و رئیس‌جمهور آمریکا همچنان بر پیمودن مسیر اشتباه گذشته تاکید دارد و این تاکید هر روند دیپلماتیکی را تهدید کرده و رسیدن به صلح را به تعویق می‌اندازد.

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، سه سفر و یک بیانیه گرچه محصول ترافیک دیپلماتیک گذشته در تهران بود اما حملات شب‌های گذشته آمریکا به مناطقی در جنوب ایران، پس از وقفه‌ای یک ماهه در میدان، حکایت از آن دارد که قرار دادن نقطه پایان بر جنگی اشتباه؛ همچنان از سوی رئیس‌جمهور آمریکا به عنوان یک ضرورت درک نشده است.

دوشنبه دوم شهریور ماه وقتی هواپیمای حامل «عاصم منیر» فرمانده ارتش پاکستان در فرودگاه مهرآباد تهران فرود آمد؛ بسیاری از تحلیلگران از آغاز دور جدیدی از فعالیت‌های دیپلماتیک و میانجیگرانه سخن گفتند.

این تحلیل‌ها را حضور «بدر البوسعیدی» وزیر امور خارجه عمان و شیخ «محمد بن عبدالرحمن آل ثانی» نخست وزیر و وزیر امور خارجه قطر در تهران بُعد تازه‌ای داد و بیانیه مطبوعاتی ایران و عمان درباره تنگه هرمز، گمانه‌ها درباره بازگشت به مسیر مذاکره و دیپلماسی را تقویت کرد.

به فاصله کمتر از یک هفته اما شامگاه یکشنبه ۸ شهریور، آمریکا در حمله به مرکز نظامی سپاه در جزیره لارک در تنگه هرمز، چند تن از نیروهای مسلح کشورمان را شهید و مجروح کرد. حمله دوم هم شامگاه سه‌شنبه ۱۰ شهریور، به نقاط متعددی در سواحل جنوب ایران از جمله چند مکان غیرنظامی بود که با پاسخ قاطع ایران همراه شد. اینکه اما این اختلال‌های ناتمام از سوی آمریکا، تا چه میزان می‌تواند ثبات در منطقه و یا حتی منافع آمریکا و متحدانش را تامین و تضمین کند؛ پرسشی است که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا باید پاسخ قانع‌کننده‌ای به آن قریب به شش ماه پس از آغاز جنگی غیرضروری داشته باشد.

از تثبیت کریدور هرمز تا حمله به لارک؛ ترامپ چگونه ثبات در منطقه را به تعویق می‌اندازد؟

حسن‌نیت ایران در تاکید بر بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد
روند آغاز شده با سلطنت عمان به عنوان کشور ساحلی تنگه هرمز برای رسیدن به سازوکار مدیریتی این آبراه، با سفر البوسعیدی وزیر خارجه عمان در هفته گذشته وارد فاز جدید و البته جدی‌تری شد و دو وزیر با توجه به وضعیت کنونی در تنگه که ناشی از جنگ اخیر و پیامدهای فاجعه‌بار آن است، چارچوبی مرحله‌بندی‌شده را مورد بحث قرار دادند که می‌تواند مبنایی عملی و قابل اجرا برای پیشبرد امور فراهم کند.

بر مبنای بیانیه مطبوعاتی مشترک منتشر شده از سوی ایران و عمان چارچوب پیشنهادی شامل ایجاد یک کریدور دریانوردی موقت مشترک از طریق تنگه هرمز و توافقی برای اجرای یک پروژه مشترک به منظور پاکسازی تنگه از مین‌ است. مذاکرات فنی میان دو طرف با هدف توافق بر سر یک کریدور دریانوردی دائمی و اداره آینده تنگه، و همچنین سازوکاری برای تبادل اطلاعات، مدیریت ترافیک و ارائه خدمات دریانوردی و امنیتی مربوطه ادامه خواهد یافت.

تاکید بر بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد و پذیرش چارچوب کریدور موقت و مشارکت در طرح مشترک مین‌روبی نشانه‌ای از حسن‌نیت ایران بود

عراقچی در پیامی که پس از این دیدار در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، نوشت: «تعهد ایران به صلح و ثبات، همراه با دیپلماسی استوار و مستمر با همسایگانمان دنبال می‌شود و چارچوب پیشنهادی برای ایجاد یک کریدور جدید، مین‌روبی مشترک و مدیریت آتی تنگه هرمز، نمونه‌ای روشن از این رویکرد است.»

ایران و عمان یک گام تا رسیدن به سازوکاری برای مدیریت تنگه هرمز فاصله دارند، گامی که اگر نهایی شود می‌تواند آغاز مسیر بازگشت صلح به این آبراه هم تفسیر شود اما مهمترین تفسیر این بیانیه، نشانه‌های شفاف از حسن‌نیت دو کشور برای رسیدن به یک راه‌حلی برای پایان دادن به تنش در منطقه بود. همزمان با طی شدن روند رسیدن به این تفاهم؛ فرمانده ارتش پاکستان به عنوان میانجی اصلی مذاکرات ایران و آمریکا و وزیر امور خارجه قطر در مقام دیگر میانجی مذاکراتی، در تهران حاضرو با مقامات جمهوری اسلامی ایران دیدار و گفت‌وگو کردند.

«مسعود پزشکیان» رئیس‌جمهور ایران، در دیدار با منیر فرمانده ارتش پاکستان، ضمن قدردانی از نقش میانجیگرانه اسلام‌آباد، اظهار امیدواری کرد اهداف مندرج در توافق اسلام‌آباد با تداوم اراده‌های مشترک محقق شود؛ و در دیدار با نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه قطر بار دیگر تأکید کرد ایران به‌دنبال جنگ و گسترش دامنه درگیری‌ها نیست و منطق حکم می‌کند اجرای تفاهم‌نامه از سر گرفته شود، نه اینکه کشورها به جنگ متوسل شوند.

«محمدباقر قالیباف» رئیس مجلس، در دیدار با نخست‌وزیر قطر، درباره محاصره اقتصادی آمریکا علیه ایران گفت که این طرح نیز مانند اقدامات پیشین بی‌نتیجه خواهد ماند و این آمریکا است که می‌بایست شروطی که بر اساس یادداشت تفاهم متعهد شده است را اجرایی کند.

«محسن رضایی» دبیر شورای عالی امنیت ملی در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان با اشاره به بی اعتمادی به آمریکا، بر مدیریت امنیتی ایران بر تنگه هرمز تاکید کرد و گفت: آمریکا باید رفتار خود را تغییر داده و اقدامات عملی در خصوص اجرای شروط تفاهم‌نامه انجام دهد.

چنین موضعی در دیدارهای مقامات عمان، پاکستان و قطر با وزیر امور خارجه هم تکرار شد و در نهایت «کاظم غریب‌آبادی» معاون امور حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه، این مهم را به‌روشنی صورت‌بندی کرد و گفت: ایران از طریق تفاهم با عمان آمادگی‌های لازم را ایجاد کرده است، اما این ما نیستیم که در اجرای تعهدات مربوط به گشودن تنگه هرمز پیش‌دستی کنیم؛ بلکه این آمریکا است که تعهدات خود را متوقف کرده و از مفاد آن خارج شده است. واشنگتن باید به این تعهدات بازگردد و ما اقدامات لازمی را که باید از سوی آمریکا انجام شود کاملاً شفاف کرده‌ایم.

حمله‌ای که به فاصله کوتاهی از تحرکات دیپلماتیک منطقه‌ای در تلاش برای تثبیت یک کریدور موقت و بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد بود و نشان داد که دولت ترامپ علاقه‌ای به همراهی با روند دیپلماتیک جاری ندارد.

تاکید بر بازگشت آمریکا به تفاهم اسلام‌آباد و پذیرش چارچوب کریدور موقت و مشارکت در طرح مشترک مین‌روبی، نشانه‌ای از حسن‌نیت ایران بود و تهران نشان داد حاضر است بخشی از پرونده امنیتی هرمز را وارد فاز اجرایی کند، به شرط آنکه این روند در چارچوب حاکمیت و حقوق حاکمیتی خود ایران و با پایبندی متقابل آمریکا پیش برود. برای ایران، رسیدن به توافق با عمان درباره تنگه هرمز مسیر بازگشایی آن را بر مبنای مدیریت ایران و تفاهم اسلام‌آباد باز کند اما به نظر می‌رسد آمریکا همچنان مُصر است مسیر اشتباه خود را تکرار کند.

حملات آمریکا به ایران به فاصله کوتاهی پس از این دیدارها، گمانه و ادعایی را در رسانه‌های مطرح ساخت مبنی بر اینکه فرمانده ارتش پاکستان در سفر به تهران حامل پیام تهدید از سوی آمریکا بوده است. ادعایی که «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به ایرنا بر آن تاکید کرد که «عاصم منیر نه پیام مثبتی داشت، نه پیام منفی. اما جنایت آمریکا برای ما تازگی ندارد. آمریکا هر بار بهانه‌ای، اقدامات تجاوزکارانه‌اش را انجام داده و حتماً پاسخ لازم را هم، البته، دریافت کرده. این رفتارها فقط نشانگر سوءنیت آمریکاست، نشانگر این است که هم از یک سو دچار سردرگمی هستند، به دلیل گرفتار شدن در اشتباه راهبردی که خودشان مرتکب شدند، و هم به این دلیل که معتاد هستند به زیاده‌خواهی و مفهوم مذاکره را با دیکته کردن اشتباه گرفتند؛ چیزی که در مورد ایران قطعاً جواب نخواهد داد.»

تحولات میدانی شامگاه نهم و دهم شهریور نشان داد فاصله میان بیانیه‌های دیپلماتیک و واقعیت میدانی همچنان زیاد است. پس از حدود یک ماه آرامش نسبی، نیروهای آمریکایی بخش‌هایی از جنوب ایران را هدف حمله قرار دادند؛ اقدامی که به ادعای یک مقام آمریکایی با هدف انهدام دو پرتابگر موشکی سپاه پاسداران، پیش از شلیک احتمالی موشک‌های حامل مین دریایی به تنگه هرمز صورت گرفت. سپاه پاسداران این حمله را «خطای راهبردی و مهلک» خواند و ساعاتی بعد، پایگاه‌های آمریکایی «ملک حسین» و «الازرق» در اردن و همچنین یک پایگاه آمریکایی در امارات را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داد. حملاتی که به فاصله کوتاهی از تحرکات دیپلماتیک منطقه‌ای در تلاش برای تثبیت یک کریدور موقت و بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد بود و نشان داد که دولت ترامپ علاقه‌ای به همراهی با روند دیپلماتیک جاری ندارد.

از تثبیت کریدور هرمز تا حمله به لارک؛ ترامپ چگونه ثبات در منطقه را به تعویق می‌اندازد؟

چرا ادعای بازگشت به روال عادی در تنگه هرمز گمراه‌کننده است؟
تکرار یک اشتباه از منظر منطقی، به نوعی به معنای انتخاب آن اشتباه است و به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور آمریکا در آغاز دوباره درگیری‌ها با ایران، اشتباه پیشین خود را انتخاب کرده است. انتخابی که بر مبنای برآوردها و محاسباتی است که کانال‌های مختلف از نهادهایی چون CIA تا پنتاگون و موساد در اختیار او قرار می‌دهند و اغلب هم آلوده به داده‌های غلط و یا دستکم برآوردهای ناقص است. ترامپ در حالی جنگ همزمان اقتصادی و نظامی با ایران را در دستور کار خود قرار داده که معتقد است فرآیند انتقال انرژی در تنگه هرمز به سیاق سابق در حال انجام است و از این رو نباید فشاری بر بازار انرژی و حمل‌ونقل این کشور و جهان وارد شود. مبنای این تصور هم در خبرهایی است که رسانه‌های و تحلیلگران در هفته‌های اخیر و به یک‌باره درباره افزایش تردد نفتکش‌ها از مسیر جنوبی تنگه و همچنین تلاش آمریکا برای ایجاد مسیر جایگزین عبور منتشر کرده‌اند.

گرچه ارقام تردد کشتی‌ها و تعداد بشکه‌های نفت عبوری، بیش از آنکه واقعیت را نشان دهد؛ به تعبیر «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه نوعی «بازی روانی- رسانه‌ای است» اما بر فرض صحت ادعاهای رسانه‌های غربی آیا می‌توان این عبور و مرور و آن مسیر ادعایی را به معنای باز بودن تنگه هرمز و عادی شدن شرایط در این آبراه دانست؟ پاسخ به این پرسش در زمین واقعیات گرچه برای ترامپ خوشایند نیست اما می توان گفت آنچه در شهریور ۱۴۰۵ در تنگه هرمز می‌گذرد، هیچ شباهتی به آنچه پیش از ۹ اسفند می‌گذشت ندارد و به تعبیر «رضا نصری» حقوقدان بین الملل هر ناظر بی‌طرفی از رویدادهای (شامگاه یکشنبه) به این نتیجه خواهد رسید که تنگه هرمز به هیچ وجه و حتی از نزدیک هم به وضعیت «بازگشت به روال عادی» نرسیده است.

از تثبیت کریدور هرمز تا حمله به لارک؛ ترامپ چگونه ثبات در منطقه را به تعویق می‌اندازد؟

این حقوقدان همچنین در ارزیابی ادعای آمریکا مبنی بر اسکورت کشتی‌ها در تنگه هرمز، استدلال مهمی را مطرح کرده و گفته است: برای بحث، فرض کنیم این ادعا درست باشد. این بدان معناست که هر کشتی‌ که از تنگه هرمز عبور می‌کند، به همراهی ناوچه‌ها و کشتی‌های جنگی آمریکایی نیاز دارد؛ شناورهایی که باید سوخت‌گیری شوند، به‌صورت شبانه‌روزی خدمه داشته باشند و با پوشش هوایی و پشتیبانی مین‌روبی هماهنگ شوند و سپس در منطقه باقی بمانند یا برای همراهی کاروان بعدی به چرخه عملیات بازگردند. تمام این اقدامات، هزینه هر سفر دریایی را به‌شدت افزایش می‌دهد و در نهایت صورت‌حساب آن بر عهده مالیات‌دهندگان آمریکایی خواهد بود. هرچه تعداد کشتی‌های عبوری بیشتر باشد، هزینه تحمیل‌شده به دولت آمریکا نیز بیشتر خواهد شد. این همان وجه مضحک سیاست ترامپ است: تلاش برای دور زدن کشوری که در واقع کنترل این آبراه را در دست دارد.

پاسخ به این پرسش در زمین واقعیات گرچه برای ترامپ خوشایند نیست اما می توان گفت آنچه در شهریور ۱۴۰۵ در تنگه هرمز می‌گذرد، هیچ شباهتی به آنچه پیش از ۹ اسفند می‌گذشت ندارد

دور زدن ایران یا بازگرداندن شرایط به پیش از آغاز جنگ علیه ایران، تصوری است که ترامپ با آن به استقبال انتخابات آمریکا و انتقادات بی‌شمار از خود رفته است اما ایران تصریح دارد که چنین بازگشتی ممکن نخواهد بود. موضوعی که عراقچی در دیدار با همتای قطری خود بر آن تاکید می‌کند که نمی‌توان بدون در نظر گرفتن واقعیات موجود و خسارات وارده به ایران، از بازگشت شرایط به پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴ سخن گفت و ایران با حسن‌نیت مشغول اجرای تعهدات خود بر اساس تفاهم پایان جنگ بوده، اما این آمریکا بوده که با نقض عهد، روند اجرای تفاهم را مختل کرده است.

واقعیت تنگه هرمز که ترامپ به هرحال و در نهایت باید آن را بپذیرد نه احیای وضعیت پیشین، بلکه استقرار ترتیبات تازه‌ای است که در صورت پایبندی آمریکا به تعهداتش، می‌تواند با مدیریت ایران اجرایی و مسیر تردد بازگشایی شود.

تعویق دیپلماسی از سوی ترامپ و آسیب متحدان
«ترامپ صلح نمی‌خواهد» و این شاید خلاصه‌ترین و شفاف‌ترین تعریفی باشد که بتوانیم از رفتار و عملکرد رئیس‌جمهور آمریکا در ۶ ماه گذشته داشته باشیم. هر روند دیپلماتیکی که از سوی میانجیگران یا کشورهای منطقه آغاز می‌شود، با نوعی از ماجراجویی آمریکا مسیر خود را مسدود شده می‌یابد. این روند تعویق و تهدید دیپلماسی به نفع هیچ بازیگری در منطقه نیست و متحدان منطقه‌ای آمریکا را نیز در وضعیت شکننده‌ای از جنگ و صلح نگه داشته و صدای اعتراض پیدا و پنهان برخی از آن‌ها را هم بلند کرده است؛ از جمله آن‌ می‌توان به اظهارات انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات، اشاره کرد که گرچه تفاهم اسلام‌آباد را ناکافی دانسته و ادعاهایی را هم متوجه ایران ساخته اما تاکید هم کرده است که «وضعیت نه جنگ و نه صلح نمی‌تواند راهکاری پایدار باشد». واقعیت آن است که داوم ناامنی در تنگه هرمز، هزینه بیمه و حمل‌ونقل انرژی را برای همه بازیگران منطقه‌ای، از جمله شرکای نزدیک واشنگتن، بالا نگه می‌دارد؛ در حالی‌که هیچ افق روشنی برای پایان این وضعیت ترسیم نشده است.

از تثبیت کریدور هرمز تا حمله به لارک؛ ترامپ چگونه ثبات در منطقه را به تعویق می‌اندازد؟

در نهایت برای رئیس‌جمهور آمریکا و با وجود تکرار تمام تهدیدهای 6 ماه گذشته، گزینه‌های زیادی روی میز نیست اگر بخواهد شرایط را در منطقه دستکم برای متحدان خود عادی سازد؛ فرار از مواجهه با واقعیت موجود در تنگه هرمز و غرب آسیا، شاید در کوتاه مدت راه‌حل محسوب شود اما در بلندمدت نمی‌تواند نجات‌بخش و تصحیح‌گر اشتباه ابتدایی ترامپ باشد. مسیر نزدیک‌تر به صلح و ثبات اما بازگشت به امضایی است که در کاخ ورسای فرانسه زیر تفاهمنامه اسلام آباد قرار گرفت و این تنها راه بازگشایی پایدار تنگه هرمز در قالب ترتیباتی نو و تحت مدیریت ایران از یک‌سو و رسیدن منطقه به میزانی از ثبات از سوی دیگر خواهد بود.

موضوعی که عراقچی در پایان سفر به اجلاس روسای جمهور کشورهای عضو سازمان شانگهای هم آن را مورد تاکید قرار داد و گفت: از نظر ما راه‌حل بسیار ساده است؛ آمریکا باید به تعهداتی که خود امضا کرده‌ عمل کند. اگر این تعهدات را انجام دهند، ما نیز تعهدات خود را انجام خواهیم داد. این‌گونه نیست که ما اقدامی انجام دهیم، انجام داده باشیم یا بخواهیم انجام دهیم، بدون اینکه آنها به تعهدات خود عمل کنند.

نظرات کاربران