بازی درست ایران در میانه بحرانها؛ چگونه دیپلماسی چندجبههای منافع تهران را حفظ کرد؟
تهران- ایرنا- مرور مستندات و اخبار رسمی یک سال دیپلماسی در وزارت امور خارجه، تصویری از دیپلماسی چندجبههای و پرتلاشی را ترسیم و روایت میکند که با وجود همه محدودیتها، در تکاپوی این بود که در مسیر صیانت از منافع ملی، هر آن اندازه که مقدور است، فضا را برای بازی درست ایران گسترده کرده و با مدیریت بحران از گسترش بیشتر آن جلوگیری کند.
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، دولت چهاردهم درحالی دومین سال مسئولیت خود را آغاز کرد که از جنگی دوازده روزه سربلند بیرون آمده بود اما مسیری سخت پیش روی خود داشت. مسیری که چالشهای آن از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی تا جنگی تمام عیار و ۴۰ روزه علیه تمامیت ارضی کشور گسترده بود. وزارت امور خارجه در مقام بازوی ایران در نظام بینالملل، در طول یک سال گذشته و در رابطه با جهان، فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرد و از بسیاری هم سربلند بیرون آمد.
دوم تیرماه سال گذشته و زمانی که جنگ تحمیلی دوازده روزه علیه ایران از سوی رژیم اسرائیل و آمریکا به پایان رسید و آتشبس برقرار شد، کسی در در دستگاه دیپلماسی کشور این تصور را نداشت که بحران به پایان رسیده است. شرایط اضطراری برای وزارت امور خارجه از همان روز آتشبس تا آغاز دور تازه جنگ در اسفندماه و بعد آتشبس ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ ادامه یافت.
شرایط اضطراری برای وزارت امور خارجه از همان روز آتشبس تا آغاز دور تازه جنگ در اسفندماه و بعد آتشبس ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ ادامه یافت
جنگ تحمیلی دوم در اسفندماه سال گذشته نقطهعطف در زنجیرهای طولانی از فشارها بود؛ زنجیرهای که از احیای مکانیسم ماشه در شورای امنیت تا بحرانهای اجتماعی و سیاسی داخلی امتداد داشت. «سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه، در بازخوانی این دوره، مقطع ریاستجمهوری «مسعود پزشکیان» و وزارت خارجهاش را «بسیار سخت» توصیف کرد و به تلاقی همزمان چند بحران از درگیریهای منطقهای، جنگ ۱۲ روزه، جنگ رمضان یا ۴۰ روزه و تحولات داخلی دیماه، در کنار تداوم ماموریتهای روتین و معمول سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی اشاره کرد.
مرور مستندات و اخبار رسمی این دوره، تصویری از دیپلماسی چندجبههای و پرتلاشی را ترسیم و روایت میکند که با وجود همه محدودیتها، در تکاپوی این بود که در صیانت از منافع ملی، تا هر آن اندازه که مقدور است، فضا را برای بازی درست ایران گسترده کرده و با مدیریت بحران از گسترش بیشتر آن جلوگیری کند.
بازی درست ایران در میانه بحرانها؛ دیپلماسی چندجبههای چگونه منافع ایران را حفظ کرد؟
هشدار به میزبانان پایگاههای آمریکایی؛ تلاش برای اقناع همسایگان جنوبی خلیج فارس
پایان جنگ دوازده روزه علیه ایران، آغاز تغییری در نگرش بسیاری از کشورهای منطقه به موضوع امنیت بود و نقطه عطف این تغییر حمله رژیم اسرائیل به قطر در ۱۸ شهریور سال گذشته بود. بسیاری از پایتختهای غرب آسیا با این تلنگر مواجه شدند که مفهوم امنیت با حضور رژیم اسرائیل در منطقه و با وجود حمایت بیقید و شرط آمریکا از این رژیم میتواند در کسری از ثانیه از بین برود. درکی که عراقچی بعدها آن را چنین صورتبندی کرد که جنگهای اخیر درکی دقیقتر در کشورهای منطقه ایجاد کرده مبنی بر اینکه امنیت خلیج فارس باید امنیتی دستهجمعی باشد، نه امنیتی متکی بر حضور نیروهای فرامنطقهای.
تهران قاطعانه اعلام کرد که در صورت استفاده آمریکا از پایگاههای این کشورها علیه ایران، سرزمینهای میزبان این پایگاهها هم هدف مشروع تهران خواهند بود
دستگاه دیپلماسی ایران از پایان جنگ ۱۲ روزه تا آغاز جنگ ۴۰ روزه، با تمام توان و قوا کوشید تا کشورهای منطقه را بیش از هر زمان دیگری به غیرواقعی بودن چتری که آمریکا مدعی گرفتن آن بر سر شیخنشینهای عرب است، آگاه سازد. تماسهای مکرر تلفنی، دیدارهای متعدد در پایتختهای این کشورها و هشدارهایی که به آنها داده شد؛ نمونههایی از این اقدامات بود. بعدها عراقچی در گفتوگویی اعلام کرد که در دیدار با یکی از سران کشورهای منطقه تاکید کرده است که در صورت استفاده آمریکا از پایگاههای این کشورها علیه ایران، سرزمینهای میزبان این پایگاهها هم هدف مشروع تهران خواهند بود. موضوعی که شاید میزبان آن نشست، میزان جدی بودن آن را نه در مقطع دیدار که بعدها در زمان جنگ ۴۰ روزه درک کرد.
در بحبوحه تهدیدهای مکرر آمریکا، عراقچی با دهها مقام منطقهای و فرامنطقهای، از انگلیس و روسیه و چین تا عربستان، عمان، ترکیه، مصر و پاکستان، تماس گرفت تا هم نسبت به هرگونه اقدام ماجراجویانه هشدار دهد و هم اطمینان دهد ایران با همسایگان جنوبی خلیج فارس خصومتی ندارد. این رویکرد در بیانیههای رسمی وزارت خارجه نیز بازتاب یافت که بر خواست ایران برای روابطی دوستانه، مبتنی بر احترام متقابل و حسن همجواری با کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس تاکید میکرد.
نتیجه ملموس این تکاپو، شکلگیری هماهنگیهای چندجانبهای بود؛ از رایزنیهای تلفنی کویت، قطر، اردن و عربستان درباره کاهش تنش و تضمین ایمنی دریانوردی، تا طرحهای عراقی برای ایجاد سازوکارهای مشترک امنیتی میان ایران و عربستان.
بازی درست ایران در میانه بحرانها؛ دیپلماسی چندجبههای چگونه منافع ایران را حفظ کرد؟
وقتی حسننیت تهران در قاهره نادیده گرفته شد
شاید فشردهترین و پرمخاطرهترین جبهه دیپلماسی ایران در این یک سال، رویارویی با تروئیکای اروپایی (آلمان، فرانسه و بریتانیا) بر سر مکانیسم ماشه بود. از اواخر تابستان ۱۴۰۴، با نزدیکشدن مهلت استفاده از این سازوکار، عراقچی در تماسهای فشرده با وزرای خارجه اروپایی و همچنین سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، این استدلال حقوقی و سیاسی را مطرح کرد که تروئیکای اروپایی، به دلیل نقض تعهدات برجامی خود و همراهی با حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران در سال ۲۰۲۵، صلاحیت حقوقی و اخلاقی لازم برای فعالسازی اسنپبک را ندارد. این موضع با انتشار بیانیه مشترک ایران و روسیه نیز تقویت شد. تهران به منظور نشان دادن حسننیت خود در موضوع همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و با وجود بمباران تاسیسات هستهای خود از سوی آمریکا، حاضر به گفتوگو با این نهاد بینالمللی برای رسیدن به سازوکاری برای بازگشت بازرسان آژانس و آغاز همکاری دوباره شد.
اروپا با وجود تمایل خود برای عدم فعالسازی آن، نتوانست در برابر فشارهای آمریکا و لابی اسرائیل مقاومت کند
این حسننیت در قالب تفاهم قاهره و در تاریخ سهشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۳ به امضای عراقچی و «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی رسید. این تفاهم به گفته وزیر امور خارجه چارچوبی برای تداوم همکاری فنی محدود میان ایران و آژانس فراهم میکرد اما در همان زمان عراقچی هشدار داد فعالسازی کامل سازوکار ماشه میتواند این تعاملات را مختل کند.
برای فعال نشدن این مکانیسم رایزنیهای گستردهای در سطوح و پایتختهای مختلف صورت گرفت که شاید مهمترین آن در حاشیه نشست عمومی مجمع سازمان ملل در نیویورک بود. جایی که اروپا با وجود تمایل خود برای عدم فعالسازی آن، نتوانست در برابر فشارهای آمریکا و لابی اسرائیل مقاومت کند. سرانجام حسننیت ایران از سوی تروئیکای اروپایی درک نشد و ۶ مهر ۱۴۰۴(۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵) اروپاییها با وجود مخالفت تهران، مکانیسم ماشه را فعال کردند و مدعی بازگشت قطعنامههای تحریمی شورای امنیت علیه ایران شدند.
با فعالسازی این مکانسیم، اروپا آخرین امکان خود برای نقشآفرینی دیپلماتیک در روندهای مربوط به ایران را از دست داد و پس از آن مقطع، تهران در هیچیک از گفتوگوهای خود نامی از تروییکا نبرد و «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه ایران هم در بسیاری از نشستهای خبری خود، تاکید کرد که اروپا به واسطه اقدامات خود، امکان نقشآفرینی در موضوعات مرتبط با ایران را از دست داده است.
بازی درست ایران در میانه بحرانها؛ دیپلماسی چندجبههای چگونه منافع ایران را حفظ کرد؟
حرکت همزمان روی دو ریل؛ شانگهای و بریکس و ایمنسازی پیرامون راهبردی
در میانه تمامی این بحرانهای تدارک دیده شده از سوی غرب و رژیم اسرائیل برای ایران، وزارت امور خارجه اما نگاه به جهان را از زوایه دیگری هم دنبال میکرد؛ تلاش همزمان برای متنوعسازی روابط بینالملل خود. موضوعی که در بحبوحه فشارهای شدید دیپلماتیک بر ایران، محور برجسته دیپلماسی ایران در سال گذشته بود. حضور فعال ایران در بیستوپنجمین نشست سران سازمان همکاری شانگهای (اواخر شهریور ۱۴۰۴) و نیز حضور مستمر در نشستهای وزرای خارجه بریکس؛ از جمله سفر عراقچی به هند برای نشست وزرای خارجه این گروه، نشان داد دستگاه دیپلماسی همزمان روی دو ریل حرکت میکند؛ مدیریت بحران با غرب از یکسو و تعمیق پیوند نهادی با قدرتهای شرقی و جنوب جهانی از سوی دیگر.
تحمیل بحرانهای متنوع به تهران، به منظور تضعیف در همه حوزهها، گرچه از اهداف اعلام نشده آمریکا بود اما درک این سناریو از سوی دستگاه دیپلماسی، سبب شد که وزارت امور خارجه با تقسیم مسئولیت و تلاش بیشتر بتواند ضمن مدیریت دیپلماسی در بحران، همزمان دیپلماسی همسایگی خود را هم پیش ببرد. رویکردی که هدف آن نه مدیریت تهدیدی مشخص، بلکه ایمنسازی پیرامون راهبردی ایران در بلندمدت بود.
در حوزه همسایگان شرقی کشور، وزارت امور خارجه، پروندههای حساس افغانستان و پاکستان را با محوریت امنیت در مرزها، حقآبه ایران و مهاجران افغان پیش برد. گردهمایی کشورهای همسایه افغانستان، ۲۳ آذر سال گذشته به میزبانی تهران و با حضور نمایندگان ویژه امور افغانستان از کشورهای پاکستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، چین و روسیه در وزارت امور خارجه برگزار شد. این نشست به ابتکار جمهوری اسلامی ایران و با هدف گفتوگوی سازنده منطقهای، نخستین نشست نمایندگان ویژه کشورهای همسایه افغانستان، بود. در مقطعی که تنش میان دو همسایه ایران، یعنی افغانستان و پاکستان تشدید شده بود؛ تهران کوشید این درگیری را تا حد امکان مدیریت کند.
در حوزه مهم دیگر یعنی قفقاز نیز، مدیریت روابط با جمهوری آذربایجان یکی از آزمونهای مهم این دوره بود. تنشهایی که در روابط دو کشور همسایه شکل گرفته بود، سرانجام از طریق یک تماس تلفنی مستقیم در سطح روسایجمهور مهار شد؛ نمونهای که به گفته عراقچی نشان داد تاثیر ارتباط مستقیم و کلامی رئیسجمهور میتواند تمام تنشهای موجود در روابط دو کشور را دگرگون کند؛ الگویی که پیشتر در بهبود روابط با اقلیم کردستان عراق نیز تجربه شده بود.
بازی درست ایران در میانه بحرانها؛ دیپلماسی چندجبههای چگونه منافع ایران را حفظ کرد؟
تجربه دیپلماسی استانی در شهرهای مرزی
پویایی دستگاه دیپلماسی در داخل مرزهای کشور همزمان با تمام فشارها و بحرانهای اشاره شده ادامه داشت و یکی از مهمترین نشانههای آن ابتکار «دیپلماسی استانی» بود؛ رویکردی که عراقچی آن را یکی از تمایزهای اصلی دولت چهاردهم در سیاست خارجی میدانست و از همان روز نخست رای اعتماد در مجلس برآن تاکید ویژه داشت. بر اساس این الگو، استانداران و ظرفیتهای محلی شهرهای مرزی مستقیماً وارد تعامل با کشورهای همسایه شدند؛ رویکردی که به گفته وزیر خارجه در ابتدا با کجفهمی برخی مواجه شد و آن را سفر تبلیغاتی تصور کردند اما بهتدریج بهعنوان مکملی برای دیپلماسی همسایگی جا افتاد. البته باید افزود که به گفته خود وزیر خارجه، با وقوع جنگ، برگزاری همایشهای استانی با حضور سفرای کشورهای مختلف متوقف شد و قرار است در شرایط باثباتتر احیا شود.
استانداران و ظرفیتهای محلی شهرهای مرزی مستقیماً وارد تعامل با کشورهای همسایه شدند
در نهایت مرور مستند رویدادهای یک سال گذشته، روایتی پیچیدهتر از آنچه در نگاه نخست به نظر میرسد به دست میدهد. وزارت امور خارجه ایران در بازهای که همزمان با فشار حداکثری تحریمی از طریق اسنپبک، تهدید مستمر جنگ و پس از آن آغاز جنگ دستوپنجه نرم میکرد، در چند جبهه موازی؛ در منطقه، همسایگان پیرامونی و غرب و شرق فعالیتی گسترده و متداوم داشت. از رایزنیهای مستمر با کشورهای منطقه درباره امنیت تا تفاهم قاهره با آژانس اتمی، از حضور راهبردی در شانگهای و بریکس تا حلوفصل دیپلماتیک تنش با آذربایجان و پیگیری حقآبه با کابل، تصویری از دستگاهی به دست میآید که برخلاف برداشت برخی منتقدان داخلی، در حالت انفعال به سر نبرد و تسلیم شرایط تحمیل شده، نشد.
گرچه برخی منتقدان این تلاشها را به سبب آغاز جنگ ۴۰ روزه کافی و یا حتی مناسب ارزیابی نمیکنند اما واقعیت آن است که در نگاه به عملکرد یک نهاد در شرایط جنگی، معیار سنجش نباید تنها جلوگیری قطعی از وقوع درگیری باشد؛ بلکه باید حفظ کانالهای ارتباطی، صیانت از حداقل چارچوبهای بینالمللی، و آمادهسازی زمینه برای پایاندادن به جنگ را نیز در نظر گرفت. از این منظر، تکاپوی مستند و چندجانبه دستگاه دیپلماسی در این یک سال، بخشی جداییناپذیر از توان کلی کشور برای عبور از یکی از دشوارترین دورههای تاریخ معاصر خود بوده است.

