پیش‌بینی آینده بورس تهران

پیش‌بینی آینده بورس تهران

در حالي كه بسياري از بازارهاي داخلي در روزهاي اخير در واكنش به تنش‌هاي بين ايران و امريكا واكنش منفي نشان مي‌دهند، بورس تهران همچنان مسير صعودي خود را حفظ كرده است؛ روندي كه بيش از آنكه نشانه‌اي از رونق اقتصادي باشد، بازتابي از تلاش براي ورود نقدينگي از سوي سازمان بورس است.

تحليلگران بورسي معتقدند، آنچه امروز به عنوان رشد شاخص كل مشاهده مي‌كنيم، در واقع يك «تعديل ارزش» بزرگ براي همگام شدن با واقعيت‌هاي جديد ارزي و تورمي است، نه لزوما نشاني از بهبود در چشم‌انداز كلي اقتصاد. اين تصوير مانند سرابی در آب است؛ واقعي به نظر مي‌رسد، اما ريشه در آب ندارد، بلكه حاصل داغي شن‌هاست. با اين حال، آينده بورس همچنان به متغيرهاي سياسي و امنيتي گره خورده است. كاهش تنش‌ها و شكل‌گيري چشم‌انداز مثبت در سياست خارجي مي‌تواند مسير رشد پايدارتر بازار را هموار كند، اما تشديد بحران‌ها يا تداوم وضعيت مبهم كنوني، سناريوهاي متفاوتي را پيش روي سرمايه‌گذاران قرار خواهد داد. از همين رو، فعالان بازار معتقدند تالار شيشه‌اي اين روزها بيش از هر زمان ديگري آينه‌اي از انتظارات، نگراني‌ها و اميدهاي اقتصاد ايران است؛ بازاري كه ميان ترس از ريسك و تلاش براي حفظ ارزش سرمايه در نوسان قرار دارد.

سه سناريو براي آينده بازار سرمايه
سيد محمدرضا اعلمي، كارشناس بازار سرمايه در گفت‌وگو با «اعتماد» مي‌گويد: بازار سرمايه در شرايط فعلي، تصويري پيچيده و متناقض از واقعيت اقتصادي كشور به نمايش گذاشته است. شاخص كل، به عنوان دماسنج اصلي بورس، مسيري صعودي را پس از يك دوره توقف طولاني‌مدت ناشي از درگيري‌هاي نظامي در پيش گرفته است، در حالي كه بسياري از صنايع و كسب‌وكارها در بطن جامعه، هنوز با زخم‌هاي ناشي از جنگ و عدم قطعيت دست و پنجه نرم مي‌كنند. اين رشد كه در نگاه اول ممكن است نشانه اميد و بهبود به نظر برسد، در حقيقت روايتي عميق‌تر از يك نبرد پنهان در اقتصاد را بازگو مي‌كند: نبرد ميان «حفظ ارزش دارايي‌ها» و «ريسك‌هاي سيستماتيك». او مي‌افزايد: رشد فعلي شاخص بيش از آنكه حاصل رونق توليد و سلامت اقتصادي باشد، واكنشي طبيعي و گريزناپذير از سوي سرمايه‌ها براي فرار از هيولاي تورم و كاهش ارزش پول ملي است.

در شرايطي كه گزينه‌هاي سرمايه‌گذاري امن و قابل اتكا محدود مي‌شوند، بورس به آخرين سنگر براي محافظت از قدرت خريد تبديل مي‌شود، حتي اگر اين سنگر خود روي خط مقدم يك منطقه پرخطر بنا شده باشد.ريشه اين رشد را بايد در تغيير نگاه به دارايي‌ها جست‌وجو كرد. اعلمي ادامه مي‌دهد: وقتي ارزش پول ملي به دليل تنش‌هاي سياسي و اقتصادي تضعيف مي‌شود، ارزش ريالي تمام دارايي‌هاي فيزيكي كشور، از كارخانه‌ها و ماشين‌آلات شركت‌هاي بزرگ گرفته تا معادن و محصولات پتروشيمي، به صورت اسمي افزايش مي‌يابد. شركت‌هاي صادرات‌محور كه درآمدشان به ارز خارجي است، اما بخش بزرگي از هزينه‌هايشان ريالي باقي مي‌ماند، ناگهان با جهش سودآوري مواجه مي‌شوند.

اين شركت‌ها كه وزن سنگيني در محاسبه شاخص كل دارند، به تنهايي مي‌توانند كل نماگر بازار را با خود به سمت بالا بكشند. در اين ميان، سرمايه‌هاي سرگردان در جامعه كه شاهد آب شدن روزانه پس‌اندازهاي خود هستند، راهي جز پناه بردن به اين بازار نمي‌بينند. او ادامه مي‌دهد: هجوم اين نقدينگي قدرتمند، تقاضاي شديدي براي سهام همين شركت‌هاي بزرگ و دارايي‌محور ايجاد مي‌كند و يك چرخه خودتقويت‌شونده از رشد قيمت را رقم مي‌زند. بنابراين آنچه امروز به عنوان رشد شاخص كل مشاهده مي‌كنيم، در واقع يك «تعديل ارزش» بزرگ براي همگام شدن با واقعيت‌هاي جديد ارزي و تورمي است، نه لزوما نشاني از بهبود در چشم‌انداز كلي اقتصاد. اين تصوير مانند سرابی در آب است؛ واقعي به نظر مي‌رسد، اما ريشه در آب ندارد، بلكه حاصل داغي شن‌هاست.

نبايد فراموش كرد كه شاخص كل، ميانگين وزني عملكرد شركت‌هاست و رشد آن مي‌تواند به سادگي، وضعيت بحراني صدها شركت كوچك و متوسط كه نمادشان متوقف است يا با زيان دست و پنجه نرم مي‌كنند را در پس پرده پنهان كند. اعلمي ادامه مي‌دهد: با درك اين واقعيت‌ها، مي‌توان سه سناريوي محتمل را براي آينده بازار ترسيم كرد. هر يك از اين سناريوها بيش از آنكه به تحليل‌هاي داخلي بازار وابسته باشند، به متغيرهاي كلان سياسي و امنيتي گره خورده‌اند. سناريوي نخست، سناريوي خوشبينانه يا «كاهش تنش» است.

در اين سناريو، فرض بر اين است كه نشانه‌هايي از كاهش درگيري‌ها، آغاز مذاكرات و بازگشت تدريجي ثبات به منطقه پديدار مي‌شود. اين اخبار مثبت مي‌تواند ريسك سيستماتيك حاكم بر بازار را به ‌شدت كاهش دهد. در چنين فضايي، اعتماد به آينده بازمي‌گردد و نقدينگي با اطمينان بيشتري وارد بازار مي‌شود. اين‌بار، پول نه فقط براي فرار از تورم، بلكه با هدف سرمايه‌گذاري واقعي و مشاركت در بازسازي اقتصادي جريان مي‌يابد. در اين حالت، رشد بازار از انحصار شركت‌هاي بزرگ و صادرات‌محور خارج شده و به صنايع كوچك‌تر كه از جنگ آسيب ديده‌اند نيز سرايت مي‌كند.

شاهد بازگشايي تدريجي نمادهاي متوقف و توجه بازار به سهام شركت‌هاي ساختماني، خدماتي و مصرفي خواهيم بود. در اين سناريو، رشد شاخص كل مي‌تواند پايدارتر و سالم‌تر ادامه يابد و بازار از فاز هيجاني به فاز تحليلي و بنيادي وارد شود. اين كارشناس در ادامه توضيح مي‌دهد: سناريوي دوم، سناريوي بدبينانه يا «تداوم بحران» است. اين سناريو بر فرض تشديد تنش‌ها، طولاني شدن درگيري‌ها يا وقوع حوادث غيرمنتظره جديد استوار است. در اين حالت، عامل «ترس» بر عامل «تورم» غلبه خواهد كرد. سرمايه‌گذاران به اين نتيجه مي‌رسند كه ريسك از دست رفتن اصل سرمايه به قدري بالاست كه ديگر حفظ ارزش آن در برابر تورم، اولويت ندارد. در اين شرايط، شاهد خروج پول‌هاي هوشمند و محتاط از بازار سهام و حركت آنها به سمت دارايي‌هاي امن‌تر مانند طلا يا ارزهاي خارجي خواهيم بود. فشار فروش در نمادهاي بزرگ كه پيش از اين لنگر بازار بودند، افزايش مي‌يابد و شاخص كل مي‌تواند يك اصلاح عميق و دردناك را تجربه كند.

در اين وضعيت، حتي پتانسيل تورمي اقتصاد نيز قادر نخواهد بود جلوي ريزش بازار را بگيرد، چراكه افق سرمايه‌گذاري به‌ شدت تيره و تار مي‌شود و اصل بقا بر منطق بازدهي اولويت پيدا مي‌كند. سناريوي سوم، سناريوي ميانه يا «فرسايش در ابهام» است. اين سناريو كه شايد محتمل‌ترين گزينه نيز باشد، وضعيتي است كه در آن نه جنگ به‌طور كامل پايان مي‌يابد و نه تنش‌ها به شكل غيرقابل كنترلي تشديد مي‌شود. كشور و بازار در يك حالت برزخي «نه جنگ، نه صلح» باقي مي‌مانند. در اين حالت، دو نيروي متضاد ذكر شده، يعني هراس از ريسك و نياز به پوشش تورم، يكديگر را خنثي مي‌كنند. بازار انرژي لازم براي يك صعود قدرتمند و پايدار را ندارد، اما ترس از تورم نيز اجازه يك ريزش عميق را نمي‌دهد.

در نتيجه، شاخص كل به احتمال زياد وارد يك دوره نوسان خنثي و فرسايشي در يك محدوده مشخص خواهد شد. در اين بازار، ديگر كليت بازار مسير يكساني نخواهد داشت، بلكه انتخاب هوشمندانه سهام و صنايع خاص اهميت پيدا مي‌كند. صنايعي كه كمتر از بحران تاثير پذيرفته‌اند يا مي‌توانند از شرايط موجود به نفع خود استفاده كنند، ممكن است رشد كنند، در حالي كه بسياري ديگر در ركود باقي خواهند ماند. اين سناريو، يك دوره چالش‌برانگيز براي سرمايه‌گذاران خواهد بود كه نيازمند صبر، تحليل دقيق و دوري از معاملات هيجاني است. در نهايت، مسير آينده بازار سرمايه ايران، بيش از آنكه در تالار شيشه‌اي بورس تهران تعيين شود، در راهروهاي تصميم‌گيري‌هاي كلان سياسي و امنيتي رقم خواهد خورد و وظيفه سرمايه‌گذار، درك اين واقعيت و مديريت ريسك بر اساس سناريوهاي پيش رو است.

كاهش ريسك سياسي به نفع بورس؟!
با وجود اينكه در روزهاي اخير بازارهاي جهاني از جمله طلا، نقره، بيت‌كوين و حتي بسياري از بورس‌هاي معتبر دنيا تحت تاثير افزايش ريسك‌هاي سياسي و اقتصادي با افت قيمت مواجه شده‌اند، بازار سرمايه ايران مسير متفاوتي را در پيش گرفته و همچنان روندي مثبت را تجربه مي‌كند. اميرعباس باقري، تحليلگر بازار سرمايه با نگاهي متفاوت در گفت‌وگو با «اعتماد» در مورد اينكه چرا حال بورس خوب است در حالي كه بقيه بازارها حال خوبي ندارند، صحبت مي‌كند. باقري در واكنش به اين شرايط مي‌گويد: در نگاه اول ممكن است اين رفتار متناقض به نظر برسد، اما با بررسي عوامل بنيادي و شرايط خاص اقتصاد ايران، دلايل اين واگرايي قابل درك است.

او مي‌افزايد: مهم‌ترين عامل، ارزندگي نسبي بازار سهام ايران است. طي سال‌هاي گذشته و به‌ويژه در دوره‌هاي اخير، بسياري از نمادهاي بورسي به دلايل مختلف از جمله ريسك‌هاي سياسي، محدوديت‌هاي اقتصادي و خروج نقدينگي، رشد متناسبي با تورم و افزايش ارزش دارايي‌ها نداشته‌اند. حتي اكنون كه بخشي از نمادها پس از بازگشايي رشدهاي قابل توجهي در محدوده ۳۰ تا ۴۰ درصد را تجربه كرده‌اند، همچنان در مقايسه با نرخ تورم، ارزش جايگزيني دارايي‌ها و ارزش دلاري بازار، در سطوح جذابي قرار دارند. به بيان ديگر، بخش قابل توجهي از شركت‌هاي بورسي هنوز نتوانسته‌اند فاصله ايجادشده ميان ارزش بازار و ارزش واقعي دارايي‌ها و سودآوري خود را جبران كنند.

باقري ادامه مي‌دهد: عامل دوم به كاهش نسبي نگراني‌هاي سياسي بازمي‌گردد. هرچند هنوز نمي‌توان با قطعيت درباره آينده تنش‌هاي منطقه‌اي و احتمال بازگشت درگيري‌ها اظهارنظر كرد، اما در مقطع فعلي بخشي از سايه ريسك جنگ از سر بازار برداشته شده است. همچنين نشانه‌هايي از تمايل قدرت‌هاي بين‌المللي، به‌ويژه امريكا، براي حفظ وضعيت آتش‌بس و جلوگيري از تشديد تنش‌ها مشاهده مي‌شود. همين موضوع باعث شده فعالان بازار سرمايه با ديدي اميدوارانه‌تر به آينده نگاه كنند و بخشي از سرمايه‌هاي منتظر ورود مجددا به سمت بازار سهام حركت كنند. او مي‌گويد: نكته مهم ديگر، جريان نقدينگي در بازار است. در روزهاي اخير شاهد شكل‌گيري حجم بالايي از تقاضا در بسياري از نمادها بوده‌ايم و روزانه ده‌ها همت نقدينگي در صف‌هاي خريد و معاملات بازار مشاهده مي‌شود.

اين موضوع نشان مي‌دهد كه بخش قابل توجهي از سرمايه‌گذاران همچنان بورس را به عنوان مقصد جذاب سرمايه‌گذاري انتخاب كرده‌اند. زماني كه نقدينگي به ‌صورت مستمر وارد بازار شود، حتي در شرايطي كه ابهامات سياسي به‌طور كامل رفع نشده‌اند، مي‌تواند از روند مثبت قيمت‌ها حمايت كند. از سوي ديگر از نگاه باقري، انتظارات مثبت نسبت به آينده نيز نقش مهمي در رفتار بازار ايفا مي‌كند. بسياري از فعالان اقتصادي معتقدند كه در صورت شكل‌گيري حتي يك تفاهم اوليه در حوزه سياست خارجي و آزاد شدن بخشي از منابع مالي كشور، بيشترين اثر مثبت بر بازار سرمايه نمايان خواهد شد. دليل اين موضوع آن است كه بورس از يك سو از بهبود چشم‌انداز اقتصادي منتفع مي‌شود و از سوي ديگر به دليل عقب‌ماندگي قابل توجه نسبت به ساير بازارها، ظرفيت رشد بيشتري در اختيار دارد.

او مي‌افزايد: در مقابل، بازارهاي موازي مانند ارز و طلا بخش عمده‌اي از رشد خود را در دوره تنش‌ها و پس از وقوع جنگ تجربه كرده‌اند. بنابراين حتي اگر قيمت دلار و طلا كاهش محسوسي را تجربه نكنند، احتمال جهش‌هاي بزرگ و سريع در كوتاه‌مدت براي آنها كمتر از گذشته ارزيابي مي‌شود. به عبارت ديگر، اين بازارها بخش مهمي از واكنش خود به ريسك‌هاي سياسي را پيش‌تر نشان داده‌اند، در حالي كه بازار سهام هنوز بخشي از اين فاصله را جبران نكرده است.

اين تحليلگر بورس ادامه مي‌دهد: در مجموع مي‌توان گفت كه مثبت بودن بورس ايران در شرايطي كه بسياري از بازارهاي جهاني با فشار فروش مواجه هستند، ناشي از تركيب چند عامل كليدي است: ارزندگي بالاي سهام نسبت به تورم و ارزش دلاري بازار، كاهش نسبي نگراني‌هاي سياسي، ورود نقدينگي قابل توجه و اميدواري سرمايه‌گذاران به بهبود شرايط اقتصادي و سياسي در آينده. از همين رو بسياري از فعالان بازار معتقدند كه در مقطع كنوني، بازار سرمايه نسبت به بازارهاي موازي همچنان از ظرفيت رشد بيشتري برخوردار است و بخشي از عقب‌ماندگي خود را در ماه‌هاي آينده جبران خواهد كرد.

نظرات کاربران