آتشبسی که صهیونیستها بارها نقض کردند/نمایش قدرت حزبالله در برابر متجاوز
تهران - ایرنا - رژیم صهیونیستی بارها آتشبس آذر ماه ۱۴۰۳ را نقض کرده و با حملات هوایی و زمینی مکرر به جنوب و شرق لبنان، امنیت منطقه را تهدید میکند اما آنچه در جبهه لبنان میگذرد نشانهای از شکست راهبرد این رژیم در فرسودن و تضعیف مقاومت است.
به گزارش خبرنگار بین الملل ایرنا، پس از توافق آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ (آذر ۱۴۰۳) میان حزبالله لبنان و رژیم صهیونیستی، که با میانجیگری ایالات متحده حاصل شد، انتظار میرفت تنشها در مرزهای جنوبی لبنان کاهش یابد.
این توافق قرار بود به درگیریهای گستردهای که از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شده بود، پایان دهد. با این حال، در ماههای پس از آتشبس، گزارشهای متعددی از نقضهای مکرر این توافق توسط رژیم صهیونیستی حکایت دارد. این نقضها شامل حملات هوایی روزانه، تجاوز به حریم هوایی لبنان و عملیات زمینی محدود در مناطق جنوبی بوده که منجر به تلفات انسانی و خسارات مادی قابل توجه شده است.
رژیم صهیونیستی بارها ادعا کرده که این اقدامات صرفاً برای جلوگیری از بازسازی توان نظامی حزبالله انجام میشود، اما شواهد میدانی و گزارشهای بینالمللی نشاندهنده آن است که این حملات فراتر از دفاع بوده و اغلب غیرنظامیان، زیرساختها و روستاهای مرزی را هدف قرار دادهاند.
کارشناسان معتقدند که تلآویو با محاسبات نادرست درباره تضعیف جدی حزبالله پس از درگیریهای ۲۰۲۴، وارد این مرحله شد. واقعیت اما حکایت دیگری دارد؛ حزبالله لبنان نه تنها توان رزمی خود را حفظ کرده، بلکه با انطباق تاکتیکی و بهرهگیری از فناوریهای بومی، حملات مؤثر و گستردهای را سازماندهی کرده است.
در ماههای اخیر، شاهد موج حملات پهپادی و موشکی حزبالله به نقاط مختلف سرزمینهای اشغالی بودهایم. این حملات شامل هدفگیری پایگاههای نظامی، مراکز فرماندهی و حتی سامانههای پدافندی رژیم صهیونیستی مانند گنبد آهنین بوده است.
پهپادهای انفجاری و موشکهای دقیق حزبالله بارها توانستهاند از لایههای دفاعی اسرائیل عبور و خسارات قابل توجهی وارد کنند. این امر نشاندهنده اشتباه محاسباتی تلآویو در ارزیابی قدرت بازدارندگی مقاومت لبنان است. حزبالله با عملیاتهای هدفمند، نه تنها پاسخ متناسب به تجاوزات داده، بلکه قابلیتهای خود را در عرصه نبرد نامتقارن به نمایش گذاشته است.
تلفات رژیم صهیونیستی در این درگیریها، هم از منظر انسانی و هم مادی، قابل توجه بوده است. گزارشها از کشته و زخمی شدن نظامیان اسرائیلی و آسیب به تجهیزات پیشرفته خبر میدهند. با این حال، «ماشین سانسور رسانهای» شدید در اسرائیل مانع از بازتاب کامل این خسارات در رسانههای بینالمللی شده است.
مقامات تلآویو تلاش کردهاند با کنترل جریان اطلاعات، تصویر یک پیروزی یا برتری مطلق را القا کنند، در حالیکه واقعیت میدانی حاکی از فشار مداوم بر نیروهای اشغالگر است.
تجاوزات مکرر رژیم صهیونیستی به جنوب و شرق لبنان، از جمله ورود نیروهای زمینی به مناطق فراتر از خطوط توافق و حملات هوایی به عمق خاک لبنان، الگوی ثابتی از رویکرد جنگطلبانه را آشکار میسازد. این اقدامات نه تنها آتشبس را نقض کرده، بلکه امنیت و ثبات منطقه را به خطر انداخته است.
تحلیلگران سیاسی بر این باورند که موجودیت رژیم صهیونیستی و تداوم قدرت نخستوزیر و کابینه افراطی آن، بهطور مستقیم به بحرانسازی و ایجاد تنشهای مداوم در منطقه وابسته است. بدون القای ناامنی و تهدید خارجی، پایههای مشروعیت داخلی این رژیم و سیاستهای توسعهطلبانه آن با چالشهای جدی مواجه میشود.
حزبالله لبنان در بیانیهها و عملیاتهای خود تأکید کرده که پاسخهایش دفاعی و متناسب با تجاوزات بوده است. این مقاومت که ریشه در حمایت مردمی و آمادگی رزمی دارد، بار دیگر ثابت کرده که نمیتوان آن را با محاسبات ساده نظامی تضعیف کرد. حملات پهپادی دقیق به مواضع اشغالگران، از جمله هدفگیری سیستمهای پیشرفته دفاعی، نمادی از تغییر معادلات قدرت در جبهه جنوب لبنان لبنان و شمال سرزمینهای اشغالی است.
تداوم درگیریها پس از آتشبس، نشاندهنده عمق بحران در سیاستهای رژیم صهیونیستی است. این رژیم با تکیه بر قدرت نظامی و حمایتهای خارجی، تلاش دارد تا برتری خود را حفظ کند، اما مقاومت لبنان با انعطافپذیری و عزم راسخ، مانع تحقق این اهداف شده است.
آنچه در جبهه لبنان میگذرد، نه بازتاب یک جنگ رو به پایان، بلکه نشانهای از شکست راهبرد رژیم صهیونیستی در فرسودن مقاومت است. حزبالله، برخلاف تصویری که تلآویو کوشید از آن بسازد، همچنان با پهپاد، با موشک و با ارادهای که هنوز شکسته نشده در حال جنگ است و رژیم صهیونیستی هم، با هر نقض آتشبس و هر بمبارانی علیه شهروندان و غیرنظامیان لبنانی، تنها ثابت میکند که این بحران ساخته دست کسانی است که بدون آن، هیچ دستاوردی برای ارائه کردن ندارند.
ثبات پایدار در منطقه نیازمند توقف کامل تجاوزات و احترام به حاکمیت لبنان و حقوق ملتهای منطقه است. ادامه این چرخه خشونت تنها به افزایش هزینههای انسانی و بیثباتی بیشتر منجر خواهد شد و آینده صلح منطقه را به تأخیر میاندازد.




