سنجش تصمیمات کلان کشور با معیارهای تنگ جناحی، مغایر منافع ملی است
تهران- ایرنا- قائم مقام حزب اعتماد ملی، گفت: سازوکار مشخصی برای اتخاذ تصمیمات کلان کشور وجود دارد، حرکت برخلاف آن و سنجش این تصمیمات با معیارهای تنگ جناحی و اقدام علیه آن، مغایر با منافع ملی است و خساراتی بهمراتب بیشتر از یک توافق نامطلوب به همراه خواهد داشت.
«اسماعیل گرامیمقدم» در گفتوگو با خبرنگار ایرنا، درباره ضرورت حمایت از تیم مذاکرهکننده علیرغم برخی اظهارات وحدتشکنانه افراد تندرو، اظهار داشت: روشن و منطقی است که برای حفظ منافع ملی، چه در شرایط بحران جنگ همانگونه که در دوران دفاع، همه پشتیبان جبهه بودیم و چه در مسیر مذاکره و توافق، همه گروهها و جریانها باید پشتیبان نتیجه مذاکرات باشند؛ زیرا تیم مذاکرهکننده پس از برگزاری جلسات متعدد و بهرهگیری از دیدگاهها و نظرات مختلف وارد فرایند مذاکره میشود.
وی افزود: تعیین سیاستهای کلان کشور بر عهده عالیترین سطوح تصمیمگیری است که همگی با هدف تأمین منافع ملی تصمیمگیری میکنند. بنابراین، وقتی آگاهیم که سازوکار مشخصی برای اتخاذ تصمیمات کلان در کشور وجود دارد، حرکت برخلاف آن و سنجش این تصمیمات با معیارهای تنگ جناحی و اقدام علیه آن، اقدامی مغایر با منافع ملی است و خساراتی بهمراتب بیشتر از یک توافق نامطلوب به همراه خواهد داشت.
دامن زدن به دودستگی و تضعیف مذاکرات، خلاف امنیت ملی است
این فعال اصلاحطلب بیان کرد: اساساً هر توافق و تفاهمنامهای که به نمایندگی از یک ملت، در چارچوب نظام بوروکراتیک کشور تعریف و در مسیر مذاکره حاصل شده و دستاوردهایی به همراه داشته باشد، در صورتی که از سوی هر گروه و جریانی مورد تهدید و تخریب قرار گیرد و به دامن زدن به دودستگی و تضعیف این تفاهمنامه و مذاکرات منجر شود، عملاً حرکتی برخلاف امنیت ملی است و چنین افرادی نمیتوانند مدعی همراهی با مردم باشند.
گرامیمقدم خاطرنشان کرد: اگر کسی خواهان حفظ دستاوردهای میدان است، باید حامی توافق نهایی نیز باشد، با هر نحله فکری و دیدگاه متفاوتی که دارد. بیتردید گروههایی هستند که میتوانند این تفاهمنامهها و مذاکرات را با آرمانهای خود مقایسه کنند و به این نتیجه برسند که فاصلهای وجود دارد، اما نباید این فاصله را به کل جامعه تعمیم دهند. جامعه در پی حفظ ایران و پاسداری از منافع ملی است و رأس هرم مدیریتی کشور نیز بر مدار حفظ ایران و صیانت از منافع ملی حرکت میکند.
دنیا بهطرز شگفتآوری با قدرت نظامی و توان دفاعی ایران مواجه شد
وی درباره اینکه جنگ اخیر تا چه اندازه ذهنیت جهان را نسبت به توانمندی و قدرت ایران تغییر داده، اظهار کرد: جهان بهطرز شگفتآوری در جنگ اخیر با قدرت نظامی و توان دفاعی ایران مواجه شد که برای آنها بسیار حیرتانگیز بود. امروز دنیا پذیرفته است که ایران قطب چهارم جهان است، زیرا توانسته در مقابل دو قدرت منطقهای و جهانی مقاومت کند.
این تحلیلگر سیاسی معتقد است: ما در این جنگ از مواضع خود کوتاه نیامدیم و تمامی راهبردهای آنان با شکست مواجه شد. بنابراین، جهان در دوران پساجنگ، در مواجهه با ایران — چه در اعمال تحریمهای گسترده و چه در رأیگیریهای مجامع بینالمللی — راه تعامل را در پیش خواهد گرفت و از تقابل با ایران اجتناب خواهد کرد.
تحولات بسیار مثبتی در سایه قدرت بازدارندگی ایران رقم خواهد خورد
گرامیمقدم با بیان اینکه قدرت نظامی و بازدارندگی کشور میتواند اساساً روابط ایران با سایر کشورهای دنیا را دچار تغییرات شگرف و عمیقی کند، خاطرنشان کرد: شاید در گذشته تصور میشد که با تهدید ایران و تکرار این عبارت که «همه گزینهها روی میز است» و تهدید به حمله نظامی، میتوان ایران را وادار به تسلیم کرد، اما دیدند که این رویکرد کارساز نبوده و ایران تسلیم نشد. ایران همچنان مقتدرانه بر حق مسلم مردم خود ایستادگی کرده است.
وی ادامه داد: به اعتقاد من، در حوزه اقتصادی نیز شاهد تحولات بسیار بزرگی خواهیم بود؛ چه در زمینه هماهنگی و همکاری با کشورهای حاشیه خلیج فارس، چه با سایر همسایگان، اروپا و حتی شرق جهان از جمله ژاپن و کرهجنوبی. به نظر من، تحولات بسیار مثبتی در سایه قدرت بازدارندگی ایران رقم خواهد خورد.
قائممقام دبیرکل حزب اعتماد ملی در تحلیل خود از دلایل میانجیگری پاکستان، قطر و عمان میان ایران و آمریکا گفت: به هر حال، پاکستان، قطر و عمان کشورهای دوست و برادر ما هستند که در گذشته همکاریهای زیادی با آنها داشتهایم. طبیعتاً به این دلیل که پاکستانیها و همچنین قطر و عمان هم با ما و هم با آمریکاییها روابط خوبی دارند، و از سوی دیگر، به این جهت که در صورت گسترش آتش جنگ، همه کشورهای جهان متضرر خواهند شد، نقش میانجیگری را بر عهده گرفتهاند.
امنیت ایران با امنیت جهان پیوند مستقیم دارد
گرامیمقدم افزود: امنیت ایران با امنیت جهان پیوند مستقیم دارد. این جنگ تجربهای آموزنده برای جهانیان و همسایگان ما بود تا دریابند که اگر امنیت ایران به خطر بیفتد، امنیت جهان نیز دچار تزلزل خواهد شد.
وی یادآور شد: هنگامی که امنیت به مخاطره بیفتد، اقتصاد نیز آسیب میبیند و بهتبع آن، نارضایتی در تمامی کشورها گسترش مییابد. از آنجا که شاهد تأثیر مستقیم جنگ علیه ایران بر سایر کشورها بودیم، پاکستان ابتکار عمل این میانجیگری را در دست گرفت. امیدواریم با دستیابی به توافقی نهایی، امنیت برای منطقه و تمامی کشورهای جهان به ارمغان بیاید.
«همه گزینهها روی میز است» برای ایران به شوخی تبدیل شد
این فعال اصلاحطلب در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکا پس از جنگ همچنان میتواند از عبارت «همه گزینهها روی میز است» برای تهدید ایران استفاده کند، گفت: به اعتقاد من، استفاده آمریکا از این عبارت عملاً به یک شوخی تبدیل شده و ناکارآمدیِ این تهدید و قدرتِ عملیاتی آن برای همیشه از بین رفته است؛ زیرا ایران توانسته اینگونه تهدیدات را خنثی کند.
گرامیمقدم خاطرنشان کرد: این عبارت که منظور از آن حمله نظامی بود، در عمل دو بار به آزمون گذاشته شد و هیچ دستاوردی جز ناکامی برای آنان نداشت. از اینرو، تصور میکنم ایران با تکیه بر قدرت نظامی خود و مقاومت جانانه مردم و نیروهای مسلح، توانسته است امنیت کشور را حفظ کرده و سایه تهدیدات نظامی را از سر ایران دور کند.
وی درباره الزامات بازسازی کشور در دوران پساجنگ و توان داخلی برای این اقدام عنوان کرد: توان داخلی ما برای بازسازی بسیار بالا است. در این جنگ، پس از آنکه دشمنان به زیرساختهای ایران حمله کردند و بازتاب این حملات در اخبار جهانی و داخلی منتشر شد، در حقیقت افکار عمومی پذیرفت که در ایران اقدامات اقتصادی و زیربنایی فراوانی صورت گرفته است و این اقدامات بهدست جوانان و متخصصان ایرانی انجام شده است.
ایران در ۴۷ سال، در مسیر توسعه حرکت کرده است
این تحلیلگر سیاسی ادامه داد: به هر حال، حجم بزرگ زیرساختهای اقتصادی از قبیل کارخانجات پتروشیمی، ذخایر نفتی و گازی، معادن، کارخانجات تولید فولاد، خودروسازی، راههای مواصلاتی، پلها، راهآهن و فرودگاهها نشان داد که ایران در این ۴۷ سال در مسیر توسعه حرکت کرده و دستاوردهای زیادی را برای پیشرفت کشور به ارمغان آورده است.
گرامیمقدم با اشاره به اینکه این اعتماد در میان مردم به وجود آمده است که میتوان از توان داخلی کشور بهره گرفت تا هم زیرساختهای کشور رو به رشد باشد و هم خرابیها و تخریبها ترمیم شود، اظهار کرد: قاعدتاً کشور ما از دانش روز نیز استفاده خواهد کرد و همه توانمندیها از خارج کشور نیز میتواند از طریق کشورهای دوست به ایران منتقل شود و ما میتوانیم با آنها پیمانها و توافقنامههای اقتصادی بزرگی منعقد کنیم.
وی در تحلیل خود در مقایسه تهاجم آمریکا با حملات مغول و اسکندر گفت: براساس تجربه تاریخی، به دلیل ویژگیهای ژئوپلیتیک کشورمان، قدرتهای بزرگ و استعمارگر همواره چشم طمع به ایران داشتهاند و در دورههایی نیز به موفقیتهای چشمگیری دست یافتهاند.
دشمن از قرار گرفتن ایران در تراز قدرت اقتصادی جهانی نگران است
قائم مقام حزب اعتماد ملی تصریح کرد: در دورانهایی مانند جنگ جهانی دوم یا قراردادهای گلستان و ترکمانچای، ایرانِ ما تجزیه شد؛ اما از آنجا که ایران کشوری قدرتمند است و ظرفیتهای بالایی برای رشد دارد، این قدرتها همواره نگران بودهاند که ایران به سطحی از توسعهیافتگی دست یابد که در تراز قدرتهای اقتصادی جهانی قرار گیرد. از اینرو، ما همواره در معرض تهدید هستیم و سایه این تهدیدها تنها زمانی از سر کشور برداشته خواهد شد که توان نظامی ما به صورت کامل بر جهانیان اثبات شود.
گرامیمقدم گفت: ما در سالهای اخیر بهوضوح شاهد بودیم که آمریکاییها و اروپاییها هرگاه میخواستند ما را تهدید کنند، عنوان میکردند که ایران باید به یک «کشور عادی» تبدیل شود؛ در حالی که ما این را نمیخواهیم بلکه میخواهیم به یک کشور پیشرفته بدل شویم.
هرگاه در مسیر رشد و توسعه حرکت کردیم، با دسیسه یا جنگ مواجه شدیم
وی ادامه داد: آنها پیشبینی میکردند که اگر ایران به غنیسازی صلحآمیز دست پیدا کند، صنایع کشور در حوزههای مختلف پیشرفت بسیار زیادی خواهد داشت؛ از این رو، همواره با این پیشرفت ایران مخالف بودهاند و هستند، در حالی که ما اساساً بهدنبال پیشرفت هستیم.
این فعال اصلاحطلب عنوان کرد: لذا بعد از جنگ جهانی دوم نیز هر حکومتی که در ایران مستقر شد، به محض آنکه در مسیر رشد و توسعه حرکت کرد، با کودتا، دسیسه یا جنگ تلاش شد این مسیر خنثی شود که در برخی موارد نیز متأسفانه موفق بودند.
هدف از کودتای ۲۸ مرداد تنها تضعیف ایران و جلوگیری از توسعه کشور بود
گرامیمقدم اظهار کرد: در کودتای ۲۸ مرداد، دولت دکتر محمد مصدق سقوط کرد؛ دولتی که برخاسته از رأی مردم بود. مصدق در آن دوران نه به دنبال غنیسازی اورانیوم بود، نه نیروهای نیابتی داشت، نه موشکهای دوربرد در اختیار داشت و نه مواضعی علیه اسرائیل گرفته بود؛ اما با این وجود، قدرتهای بزرگ جهان او را تحمل نکردند و با کودتا، دولتش را سرنگون کردند. هدف آنها تنها تضعیف ایران و جلوگیری از توسعه کشور بود.
وی تصریح کرد: پس از انقلاب نیز قدرتهای بزرگ همین مسیر را در پیش گرفتند و به دلیل ویژگیهای جغرافیایی و ژئوپلیتیک ایران، همواره بهدنبال خنثیسازی روند توسعه ما بودهاند. تنها عامل بازدارنده در برابر این تهدیدات، داشتن ایرانی قوی و مقتدر است؛ زیرا ثابت شده تنها در سایه چنین اقتداری است که ایران میتواند گامهای اساسی را در مسیر پیشرفت، توسعه و تأمین رضایتمندی مردم بردارد.

