بدون پذیرش تنوعها، انسجام پایدار شکل نمیگیرد
تهران- ایرنا- بحران انسجام اجتماعی، فرسایش نهادها و گسترش طرد اجتماعی در نشست «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران؛ انسجام اجتماعی، وحدت ملی و الزامات ساختاری» با حضور «مقصود فراستخواه»، «تقی آزاد ارمکی» و «غلامرضا غفاری» مورد بررسی قرار گرفت و جامعهشناسان بر این مهم اتفاقنظر داشتند که بدون پذیرش تفاوتها، تقویت نهادهای اجتماعی و گسترش مشارکت عمومی، شکلگیری انسجام پایدار در جامعه با دشواری روبهرو خواهد بود.
به گزارش خبرنگار ایرنا تهران، «مقصود فراستخواه» استاد دانشگاه و جامعهشناس، در این نشست که به صورت برخط برگزار شد با اشاره به وضعیت ساختاری کشور گفت: چولگیها و سوگیریهای انباشتهشده طی دهههای گذشته، امکان شکلگیری همبستگی اجتماعی پایدار و توسعه ملت ـ دولت را تضعیف کرده است.
وی تاکید کرد: ایستادگی مردم ایران در برابر تجاوز خارجی و تعلق میهنی ایرانیان باشکوه است اما این وضعیت هنوز به همبستگی ارگانیک و پایدار تبدیل نشده و همبستگیهای نمایشی و مکانیکی نمیتوانند، ماندگار باشند.
فراستخواه با اشاره به تبعیض علیه نسلهای جدید، زنان، اقوام، گروههای اقتصادی ضعیف، سبکهای مختلف زندگی، غیرمذهبیها و گروههای سیاسی و مذهبی گفت: این چولگیها در ساختارهای کشور نهادینه شدهاند که البته محدودیت اینترنت و محرومیت رسانهای نیز بخشی از همین وضعیت است.
به گفته وی، ساختارهای موجود به جای تولید همبستگی، زمینه شکلگیری سوژههای رادیکال را فراهم میکنند و جامعه ایران فاقد نقطه تعادل بهینه منافع است.
این جامعهشناس راهحل را در اصلاح مناسبات حقوقی، مشارکت واقعی شهروندان و به رسمیت شناختن طردشدگان دانست و تاکید کرد: انسداد سیاسی و شرایط منطقهای، حل بحران را دشوار کرده است.
فراستخواه هشدار داد: خطر اصلی، پرتابشدن از «بددولتی» به «بیدولتی» است و بدون پذیرش حقوق گروههای مختلف نمیتوان به انسجام ملی پایدار رسید.
مسئله تاریخی ایران دولت مقتدر بوده نه جامعه
«تقی آزاد ارمکی» استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز در ادامه این نشست به دغدغه اصلی ساختار رسمی ایران در تاریخ معاصر اشاره کرد و گفت: ایجاد دولت مقتدر دغدغه اصلی بوده نه ساختن جامعه و همبستگی اجتماعی.
وی با مرور تاریخ ایران از دوره صفویه تاکنون گفت: تلاشها برای ساخت دولت مقتدر بارها به سقوط انجامیده و روشنفکران ایرانی نیز عمدتاً در پی دولت بودهاند نه جامعه.
آزاد ارمکی با اشاره به سرکوب جنبشهای اجتماعی در ایران افزود: امر اجتماعی در کشور نهادینه نشده است. هم جنگ و هم انقلاب، محصول ناکامی جنبشهای اجتماعی هستند و جنگ فعلی نیز از همین ناکامیها ناشی شده است.
به گفته وی؛ جنبشهای اجتماعی میتوانستند به جامعه نفس بدهند و زخمهای تاریخی ایران را ترمیم کنند اما این امکان از جامعه گرفته شده است.
باید به جامعه بازگردیم نه صرفا به سیاست
این جامعهشناس همبستگی اجتماعی را فرایندی فرهنگی توصیف کرد که اگر قرار است انسجام شکل بگیرد براین اساس باید از مسیر فرهنگ، زندگی و گفتوگوی اندیشگی باشد نه صرفاً از مسیر سیاست.
آزادارمکی همچنین تاکید کرد: باید به جامعه بازگشت، روایتهای فرهنگی را تقویت کرد و به جنبشهای اجتماعی اجازه ظهور داد. همچنین نقش تفکر و اندیشه را عامل ماندگاری تاریخ و جامعه دانست.
انسجام اجتماعی در خلوت و عزلت حاصل نمیشود
«غلامرضا غفاری»، استاد جامعهشناسی در این نشست تاکید کرد انسجام اجتماعی نباید با نظم سخت و تحمیلی اشتباه گرفته شود و جامعه ایران نیازمند انسجام اجتماعی پویا است انسجامی که تفاوتها را به رسمیت بشناسد و آنها را به موتور محرک جامعه تبدیل کند.
وی گفت: انسجام اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که مردم خود را کنشگر و صاحب نقش بدانند نه تماشاگرانی که سرنوشتشان در جایی دیگر تعیین میشود. انسجام اجتماعی در خلوت و انزوا شکل نمیگیرد بلکه حاصل کنشگری در عرصههای سیاسی و اجتماعی است. جامعه ایران با وجود همه بحرانها و فراز و فرودها در بزنگاههای تاریخی از خود گذشتگی نشان داده و پای ایران ایستاده است. همبستگیهای محدود، بسته و مکانیکی آسیبزا است. چنین وضعیتی تحمل، انعطاف، گفتوگو و پلزدن میان تفاوتها را از بین میبرد.
این استاد دانشگاه، فرسایش نهادهایی چون مجلس، دانشگاه، مدرسه و خانواده را از مشکلات مهم انسجام اجتماعی در ایران توصیف کرد و گفت: این نهادها باید پویا، فراگیر و متناسب با تحولات جامعه باشند.پروژههای فراگیری مانند زبان مشترک، سرود ملی، تیم ملی فوتبال، توسعه ملی و اقتدار ملی از عوامل مهم انسجامساز است اما این پروژهها زمانی موفق خواهند بود که مردم خود را در آنها شریک و صاحب نقش بدانند براین اساس می توانف گفت؛ انسجام اجتماعی ساخته میشود و امری اکتسابی است نه موهبتی طبیعی.




