محاصره دریایی ایران منطق حقوقی ندارد/ هدف اصلی فشار بر چین است
تهران- ایرنا- یک تحلیلگر اقتصادی با اشاره به اعتراف صریح ترامپ به اقدامات دزدی دریایی و ربودن کشتیهای ایرانی، گفت: رفتار آمریکا در محاصره دریایی نه تنها هیچ انطباقی با قوانین بینالمللی ندارد، بلکه یکی از اهداف اصلی آن اعمال فشار اقتصادی بر چین و به مخاطره انداختن انرژی این کشور است.
موسی شهبازی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی ایرنا، درباره اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر اینکه مشغول دزدی دریایی و ربودن کشتی های ایران هستیم اظهار داشت: اولاً به لحاظ قواعد، رفتاری که ما در تنگه هرمز کردیم کاملاً منطبق با قواعد و رژیمهای حقوق دریاست. سال ۱۳۷۲ قانونی در مجلس شورای اسلامی تصویب شد که براساس قواعد بینالملل مبنی بر «عبور بیضرر» از تنگهها بود. باید عبور بیضرر باشد یعنی امنیت جمهوری اسلامی ایران تأمین شود. بعد از جنگ تحمیلی، امنیتمان دچار مخاطره شد. برای حفظ امنیت پایدار و بلندمدت جمهوری اسلامی ایران، اقدامات ما در تنگه کاملاً منطبق با قواعد بینالمللی بوده است.
وی ادامه داد: طرف مقابل تا به امروز کاملاً برخلاف همه قواعد و رژیمهای حقوق بینالملل و کنوانسیونها عمل کرده است. و به صراحت گفته «من حمله کردم، حالا چون شما تنگه هرمز را بستی برای اینکه تو را تحت فشار قرار بدهم، میگویم هیچ کشتی عبور نکند.» این اصلاً پایه و قاعدهای در نظام بین الملل ندارد.
این کارشناس اقتصادی اظهار داشت: برخی اقدامات ایالات متحده یک ویترین حقوق بینالمللی دارد. مثلاً میگوی «آژانس بینالمللی انرژی هستهای یک گزارشی داده و ابراز نگرانی کرده است.» و از آنجا که آژانس یک نهاد حقوقی جایگاهدار است ــ هرچند خلاف واقع مینویسد ــ اما بالاخره یک نهادی که گزارش داده است و میتوان بر اساس آن گزارش در شورای امنیت مصوبه بگیری و علیه یک کشور اقدام کند. ولی این اقدام اخیر ایالات متحده در بحث محاصره، هیچ انطباقی با قوانین ندارد. حتی ویترین حقوق بینالملل را هم ندارد. کاملاً برخلاف تمام قواعد و رژیمهای حقوقی و دریایی است.
ایران در موضوع تنگه هرمز کاملا مصمم است
شهبازی تصریح کرد: از نظر اثرگذاری، چون آمریکا متوجه شده جمهوری اسلامی ایران در موضوع تنگه هرمز کاملاً مصمم است و میخواهد اعمال حاکمیت را در این منطقه انجام دهد، به دنبال راهکاری است که با آن مقابله کند.
این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: امروز با گذشت بیش از دو ماه از آغاز جنگ و تجاوز آمریکا علیه ایران، اثرگذاری تنگه هرمز بر بازار انرژی، امنیت غذایی و اوراق قرضه آمریکا به وضوح روشن شده است و اندیشکدههای بینالمللی داخل آمریکا همه براین باورند که طولانی شدن بیش از ۵ ماه بسته بودن تنگه یا ادامهدار شدن جنگ، به ضرر اقتصاد دنیا، تورم و رشد جهانی است.
شهبازی ادامه داد: کاخ سفید با علم به تبعات اقتصادی بسته بودن تنکه هرمز، به دنبال کم هزینه ترین راه برای حل مشکل است و فعلاً برنامه ای برای حمله نظامی جدید ندارد؛ البته ممکن است در آینده داشته باشد اما در حال حاضر این استراتژی را دنبال می کند که با محاصره دریایی ایران را در مضیقه سیاسی، اقتصادی و تصمیم گیری قرار بدهد.
سه هدف آمریکا در تداوم محاصره دریایی
این تحلیلگر هدف ترامپ از این اقدام را چنین توضیح داد: اول، فشار اقتصادی بر ایران در چارچوب پازلی که تعریف کرده است، وارد کند؛ دوم، هزینه حمله مستقیم جنگ را به بودجه آمریکا تحمیل نکند و در این ارتباط با مشکلات داخلی و اختلاف با دمکراتها روبرو نشود و سوم اینکه فشار اقتصادی بر چین را نیز تداوم بخشد.
وی در عین حال تحت فشار قرار دادن چین را هدف اصلی ترامپ از محاصره دریایی ایران ندانست و گفت: البته آمریکا می خواهد شریان انرژی چین را با مخاطره روبرو کند و از این مسیر جلوی بخشی از رشد اقتصادی این کشور را بگیرد.
شهبازی در ادامه تصریح کرد: آمریکا با تشدید فشارهای اقتصادی از مسیر مخاصره دریایی می خواهد جمهوری اسلامی ایران را در مسیر قرار دهد که خودش تنگه هرمز را باز کند و یا به توافقی که برای آمریکا مطلوب است، تن دهد زیرا آمریکا دنبال یک فرصتی است که بتواند از این معرکه با احساس پیروزی و قدرت کنارهگیری کند.
محاصره دریایی به زیان آینده تجارت جهانی است
شهبازی در پاسخ به این پرسش که از منظر تجارت جهانی، این اعتراف چه پیامدهایی برای آینده تجارت جهانی دارد؟ و آیا کشورهای دیگر هم میتوانند به بهانه های مشابه، کالاها و داراییهای کشورهای دیگر را تصاحب کنند، گفت: از منظر اثرگذاری روی بازارهای جهانی و تجارت دریایی، قطعاً اثر منفی دارد و موجب میشود که جمهوری اسلامی ایران اعمال قدرت و سختگیریاش را در تنگه بیشتر کند. پس منجر به تسهیل عبور و مرور از تنگه نخواهد شد.
این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه محاصره هم کشور مبدا و هم کشور مقصد را تحت تاثیر قرار می دهد، گفت: یک کشور تاکید کرد: آمریکا می خواهد مبادی و مقاصد صادرات و واردات جمهوری اسلامی ایران را همزمان تحت فشار قرار دهد پس بازیگران جدیدی وارد عرصه محاصره می شوند و به نظر می رسد چین حتما از این رویه متاثر خواهد شد.
شهبازی ادامه داد: به همین دلیل است که در روزهای اخیر چین به صراحت اعلام کرد که «قوانین تحریمی ایالات متحده علیه ایران را نادیده می گیرد»؛ این همان جنگ منطقهای است که رهبر شهید انقلاب اسلامی بر آن تاکید داشتند و بر این باور بودند که جنگ آتی دیگر مسئله فقط ایران نیست.
محاصره دریایی ایران منطق حقوقی ندارد/ هدف اصلی فشار بر چین است
تنش اقتصادی چین و آمریکا یک درجه بالاتر می رود
این کارشناس اقتصادی پیش بینی کرد که معادلات و تنش اقتصادی آمریکا و چین از حالت تعرفهای، یک سطح بالاتر می رود و وارد مرحله جدیدی می شود و حتماً کشورهایی مثل ترکیه، هند و برخی کشورهایی که مبدأ یا مقصد صادرات ایران هستند، تحت تأثیر قرار میگیرند یعنی اینکه ادامهدار شدن این روند، سطح تنش را به سایر کشورها هم منتقل میکند.
شهبازی در خصوص اینکه آیا این موضوع به نفع ایران است یا نه، اظهار داشت: قطعاً به نفع ماست. سطح تنش هر چقدر بالاتر برود به نقطه ای می رسیم که قبلاً توسط کارشناسان مطرح شده بود یعنی باید تحریم آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران برای خود ایالات متحده هم هزینهزا شود.
بازارهای دیگری هم در دسترس ایران قرار دارد
وی در پاسخ به این پرسش، برای تداوم محاصره دریایی، چه راهکارهایی پیش روی ایران برای متنوعسازی مسیرها و تجارت وجود دارد، بیان کرد: یک بخش داستان به قاعده بازیهای جدیدی که در همین مسیر تنگه هرمز ایجاد می کند، به ویژه با کشور چین باز می گردد و باید روی پیمانهای راهبردی با کشورهایی چون عمان و چین تمرکز کرد.
شهبازی ادامه داد: در عین حال در خارج از خلیج فارس و تنگه هرمز ظرفیت های دیگری برای تجارت با ایران وجود دارد که یکی از این ظرفیت ها به روسیه باز می گردد. ما متأسفانه تا الان خیلی بازار روسیه را به عنوان بازار راهبردی نگاه نکردیم- و تعاملات تجاری ما در حد صادرات محصولات کشاورزی بوده است. ما صادرات صنعتی و پیمانهای صنعتی با روسیه نداشتیم. این خودش میتواند یک باب مذاکرات اقتصادی جدید باشد.
شهبازی موضوع سوم را مسیرهای زمینی دانست و افزود: میتوانیم پیمانهایی در بندر گوادر با چین، روسیه، ایران و پاکستان داشته باشیم. اینها ظرفیتهای جدیدی است که اتفاقاً فرصتهای جدیدی را ایجاد میکند. منتها به شرطی که ما این موضوع را کوتاهمدت نگاه نکنیم. یعنی بگوییم ما وارد یک تنش بلندمدتی با آمریکا و اسرائیل شدیم و باید منافع راهبردی بلندمدت با کشورها تعریف کنیم. شاید این کلیدواژه اساسی است که ما باید روی آن متمرکز باشیم.
جایگزینی در تجارت باید بلندمدت باشد
این کارشناس اقتصادی در پاسخ به این پرسش که باتوجه به تنش ایجاد شده با تجارت امارات آیا می توان کشوری چون پاکستان را جایگزین کرد، گفت: در بحثهای تجارت بینالملل چیزی به عنوان «جایگزینی» در کوتاهمدت نداریم. تجارت یک امر بسیار بلندمدتی است. نیازمند زیرساختهای مالی، ارتباطات، نیروی انسانی، تجار، بارگذاری صنعت، بارگذاری اقتصاد است. اینکه بعضی خبرها مطرح میشود که «ما برویم آن مرز را جایگزین پاکستان کنیم» شدنی نیست. بالاخره تصفیه مالی تجاری سالها در یک جا متمرکز بوده و باید به تدریج همه این موارد را اصلاح کرد.
شهبازی در پایان با تاکید بر اینکه توسعه تجارت با کشورها و ایجاد شرکای جدید تجاری نیازمند سرمایه گذاری و پیش بینی مشوق های لازم است، گفت: برای تقویت روابط تجاری با کشورها باید هم سرمایه گذاری کرد و هم برای تسویه های ارزی پیش بینی های لازم را داشت تا به تدریج شکل گیرد. در گذشته درهم امارات این نقش را در تجارت ایران ایفا می کرد و حال اگر می خواهیم برای آن جایگزان پیدا کنیم، باید برنامه ریزی جامعی انجام دهیم و برای بلندمدت برنامه ریزی کنیم تا نقشه تجاری و ارزی کشور اصلاح شود.

