نرخ ارز باعث تورم است یا نقدینگی؟
بررسی متغیرهای کلان از سال 1392 به بعد نشان میدهد نرخ ارز در بسیاری از سالها جلوتر از نقدینگی حرکت کرده است.
به گزارش تسنیم، تثبیت گزارههای مناقشهبرانگیز در بین اقتصاددانان و مکاتب نظری جهان در بین اکثریت اقتصاددانان و سیاستگذاران اقتصادی در ایران، از چالشهای اساسی سیاستگذاری اقتصادی و پولی در ایران است. توجه به نظریه مقداری پول، قائل بودن به خنثایی پول و اعتقاد به نظریه «تورم همیشه و همهجا یک پدیده پولی» است، از جمله این گزارههای مناقشهبرانگیزی است که بسیاری از کارشناسان اقتصادی کشور در صحت و مطلق بودن آنها تردیدی به خود راه نمیدهند.
اختلاف اصلی؛ نگاه تکعاملی یا چندعاملی به تورم
هرچند که در یک دهه اخیر جریان جدیدی توسط عدهای از اقتصاددانان شکل گرفته که تلاش میکند با طرح نظریات پولی جدید و همچنین با استناد به شواهد تجربی و عملی در این زمینه، خط بطلانی بر گزارههای مطلقانگارانه و تثبیتشده بکشند اما هنوز این خط فکری نتوانسته است به حوزه تصمیمگیران اقتصاد کشور نفوذ کند. در هیچ نظریه اقتصادی در هر چارچوب فکری، ادعا نمیشود که پول هیچگاه، تأثیری بر تورم و رشد قیمتها ندارد اما محل اختلاف نگاه تکعاملی یا چندعاملی به پدیده تورم است.
این گزارههای تثبیتشده نئوکلاسیکی آثار زیادی در نگاه حاکم بر سیاستگذاری طراحی راهکارهای حل مسائل کلان اقتصادی ایجاد کرده است. در سالهای اخیر که نرخ تورم به واسطه افزایشهای هر ساله بهای ارز در سطوح بسیار بالاتری نسبت به دهه 80 قرار گرفته است، همچنان نگاه پولی حاکم بر بسیاری از کارشناسان و سیاستگذاران اقتصادی مانع از تحلیل دقیقتر این پدیده میشود.
نگاه متداول حاکم بر فضای کارشناسی و تصمیمگیری این است که به دلیل کسری بودجه دولت و ناترازی نظام بانکی، نقدینگی به اقتصاد پمپاژ میشود و این رشد نقدینگی باعث افزایش بهای ارز و تضعیف ارزش پول ملی میشود. بنابراین برای مهار تورم باید مشکل کسری بودجه دولت و ناترازی نظام بانکی حل شود.
دهه 80 و گسست نقدینگی از نرخ ارز
بررسی روند متغیرهای اقتصادی حقیقت این ماجرا را روشن میکند. در سالهای دهه 80 بهویژه پس از یکسانسازی نرخ ارز و افزایش درآمدهای نفتی در آن دوره، نرخ تورم و رشد نقدینگی رابطهای با تغییرات نرخ ارز نداشتند بهطوریکه در برخی سالها نرخ رشد نقدینگی بیش از 30 درصد و نرخ تورم در سطوح 15 درصد و بیشتر بود اما رشد بهای ارز کمتر از 5 درصد و یا نزدیک به صفر بوده است.
علت این پدیده تا حد زیادی ناشی از وفور درآمدهای نفتی و تزریق آن به اقتصاد و همچنین اتصال شبکه بانکی کشور به شبکه بانکی بینالمللی بود. با وقوع تحریمهای اقتصادی که هم میزان صادرات نفت و فرآوردههای نفتی کاهش مییابد و هم اتصال بانک مرکزی و شبکه بانکی کشور به بانکهای خارجی قطع میشود، بهای ارز جهش قابل توجهی پیدا میکند.
سال 1392 بهعنوان سال پایه
بهای ارز از حدود هزار تومان در سال 1389 به حدود 3100 تا 3200 تومان در سال 1392 افزایش مییابد. چند نکته نشان میدهد بهای ارز 3200 تومانی سال 1392 نرخ تعادلی ارز در آن زمان بوده است. به بیان دیگر محاسبات نشان میدهد رشد 200 درصدی بهای ارز در دوره مذکور همه عدم افزایشهای سالهای دهه 80 را جبران کرده است.
نکته بسیار مهمتر رفتار بانک مرکزی در آن دوره است. سال 1392 از معدود سالهایی است که بانک مرکزی یک دلار ارز مداخلهای هم به بازار عرضه نکرده است. در واقع عرضه و تقاضای ارز در آن سال در تعادل نسبی قرار داشته است. بنابراین این سال را میتوان بهعنوان سال پایه برای محاسبه تغییرات نرخ ارز، سطح عمومی قیمتها و رشد نقدینگی قرار داد.
در سال 1392 میانگین بهای ارز 3 هزار و 183 تومان بوده است. پس از آن سال، تا سال 1396 در حالی که بهای ارز فقط 27 درصد رشد کرده، قیمت کالاها و خدمات 54.5 درصد و حجم نقدینگی 139.1 درصد افزایش یافته است. بنابراین رشد نرخ ارز بسیار کمتر از رشد قیمتها و رشد نقدینگی بوده است.
تغییر روند از سال 1397 به بعد
اما این روند در سالهای 1397 به بعد متفاوت میشود بهطوریکه رشد انباشتی بهای ارز، با رشد میانگین 155.5 درصد در آن سال، از رشد انباشتی قیمت و نقدینگی هم فراتر میرود. رشد نرخ ارز براساس سال پایه 1392=100 به 324.5 درصد میرسد که از رقم 202.7 درصدِ شاخص قیمت و 294.4 درصدِ نقدینگی جلوتر است.
این روند در سالهای بعد هم ادامه مییابد. در پایان سال 1403 باوجود اینکه رشد انباشتی نرخ ارز به 2157.8 درصد میرسد، رشد انباشتی نقدینگی در سطح 1553.7 درصد قرار دارد. رشد انباشتی قیمت کالاها و خدمات هم 1885 درصد است.
جهش نرخ ارز در سال 1404
در سال 1404 نرخ ارز بهشدت جهش میکند و فاصله رشد انباشتی بهای ارز با شاخص قیمت و نقدینگی بیشتر میشود. اگر نرخ 130 هزار تومان را برای سال 1404 نرخی میانگین در نظر گرفته شود، بهای ارز در 12 سال گذشته 40.7 برابر شده اما در مقابل حجم نقدینگی 22.3 برابر شده است. رشد قیمت کالاها و خدمات هم 27.9 برابر بوده است.
وارونگی رابطه نقدینگی و تورم
بنابراین این تحلیل که رشد نقدینگی عامل رشد تورم و رشد نرخ ارز است و اگر بهای ارز افزایش مییابد به خاطر تورم بالا در اقتصاد ایران است، بازنمایی وارونه از واقعیت تورم یک دهه اخیر در اقتصاد ایران است. در واقع باید گفت نرخ ارز بهعنوان پیشران و متغیری مستقل افزایش مییابد و این رشد، بر قیمت کالاها و خدمات و بر تقاضای نقدینگی اثر میگذارد.
کمبود نقدینگی و اثر آن بر تولید و مصرف
باتوجه به علل افزایش بهای ارز در اقتصاد ایران، عدم تأمین نقدینگی مورد نیاز تولیدکننده و مصرفکننده هیچگاه به کاهش قیمت ارز به نرخهای سابق منجر نشده و تنها نتیجه عدم تأمین نیاز نقدینگی اقتصاد، کاهش قدرت خرید مصرفکننده و کاهش توان تولید شده است.
رشد نقدینگی و قیمت کالاها و خدمات به دنبال نرخ ارز حرکت کرده و از رشدهای صعودی بهای ارز عقب هستند. حتی رشد نقدینگی از رشد قیمت کالاها و خدمات هم کمتر بوده است. در چنین شرایطی چگونه میتوانیم قاطعانه بگوییم تورم همیشه و همهجا صرفاً پدیدهای پولی است؟

