دکترین جدید دفاعی ایران صحنه منطقه را تغییر داد/جنگ ۴۰ روزه تئوری ایران ضعیف را دگرگون کرد

دکترین جدید دفاعی ایران صحنه منطقه را تغییر داد/جنگ ۴۰ روزه تئوری ایران ضعیف را دگرگون کرد

تهران- ایرنا- معاون بین‌الملل دانشگاه آزاد با بیان اینکه بعد از جنگ ۱۲روزه با نظریه‌ «ایران ضعیف» مواجه بودیم، اما جنگ ۴۰ روزه تئوری ایرانِ ضعیف را دگرگون کرد، گفت: راهبرد تهاجمی و ضربه زدن به تمام دارایی‌های آمریکا در منطقه، سیاستی بود که هیچ‌کس تصور آن را نداشت. «دکترین جدید دفاعی ایران»، صحنه را به کلی تغییر داده است.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، «سید رسول موسوی» در میزگرد دستاوردهای ایران در جنگ سوم تحمیلی در خبرگزاری جمهوری اسلامی، در ارزیابی خود از بازآرایی قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران گفت: این پرسش مطرح است که چه اتفاقی افتاد که امروز می‌توانیم بگوییم قدرت ملی ایران بار دیگر توانسته خود را بازآرایی کند؟ براساس شاخص‌هایی که توضیح خواهم داد، دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد ایران در این صحنه دست بالا را دارد.

وی با بیان اینکه درباره چیستی قدرت ملی بحث‌های فراوانی صورت گرفته است، عنوان کرد: معمولاً از قدرت سخت تا قدرت نرم، مجموعه عواملی در سطح ملی را شامل می‌شود که مهمترین آن‌ها قدرت نظامی، قدرت اقتصادی و نفوذ سیاسی است اما امروزه باید انسجام ملی و فرهنگ مقاومت مردم را نیز به این مجموعه افزود به بیان دیگر، قدرت ملی یک کشور ترکیبی از عوامل سخت و نرم است.

دیپلمات ارشد بازنشسته بیان کرد: اگر مشاهده می‌کنیم برخی کشورها با وجود منابع غنی زیرزمینی فاقد قدرت کافی‌اند، یا برعکس کشورهایی بدون منابع قابل توجه از توانایی‌های بالایی برخوردارند، ریشه آن به همین مفهوم قدرت ملی بازمی‌گردد. قدرت ملی، اساس و بنیان هر حرکت یک کشور در صحنه جهانی است.

بعد از جنگ ۱۲روزه با نظریه‌ «ایران ضعیف» مواجه بودیم
موسوی با بیان اینکه پیش از پرداختن به موضوع جنگ اخیر، تصویری از جنگ ۱۲روزه نیز ترسیم کنیم و با نگاهی صادقانه ببینیم چه اتفاقی افتاد، چه برداشتی پس از آن جنگ وجود داشت و امروز چه تصویری از ایران دیده می‌شود، افزود: اگر این دو تصویر را کنار هم بگذاریم، واقعیت این است که متاسفانه بعد از جنگ ۱۲روزه با نظریه‌ای به نام «ایران ضعیف» روبرو بودیم. چنین تصور می‌شد که ایران ضعیف است و این برداشت انرژی زیادی از کشور می‌گرفت و مشکلاتی ایجاد می‌کرد. در آن روایت، ایرانِ ضعیف کشوری معرفی می‌شد که از انسجام داخلی کافی برخوردار نبود.

وی با بیان اینکه وقایع ۱۸ و ۱۹ دی، برآمده از همان نظریه «ایرانِ ضعیف» بود، خاطرنشان کرد: در آن تئوری چنین تصور می‌شد که ایران متحدان منطقه‌ای خود را از دست داده یا توان آنها به‌شدت کاهش یافته است و کشور در برابر جنگی جدید، تاب‌آوری لازم را ندارد.

معاون بین‌الملل دانشگاه آزاد اظهار کرد: نکته حائز اهمیت این است که نه‌تنها دشمنان، بلکه گاهی در جبهه خودی نیز با چالش «گفتمان ایرانِ ضعیف» مواجه بودیم. این برداشت، انرژی فراوانی از کشور می‌گرفت و بسیاری از کنش‌های ما در عرصه‌های دیپلماتیک، نظامی و دیگر حوزه‌ها بر پایه همین تئوری تعریف و تنظیم می‌شد.

موسوی با اعتقاد به اینکه وقایع اخیر در جنگ رمضان که از ۹ اسفند آغاز شد، تئوری ایرانِ ضعیف را دگرگون کرد، گفت: اگر وضعیت را تحلیل کنیم، درمی‌یابیم که در اذهان عمومی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، تصویر «ایرانِ ضعیفِ پس از جنگ ۱۲روزه» کنار گذاشته شده و اکنون با تصویر «ایرانِ قوی» مواجه هستیم. این تصویرِ تازه را تا اینجا در نظر داشته باشید تا در ادامه، شاخص‌های این قدرت را تبیین کنم.

نخستین شاخص در گذار از نظریه «ایرانِ ضعیف به ایران قوی» شکست راهبردی آمریکا بود
وی با بیان اینکه نخستین شاخصی که در گذار از نظریه «ایرانِ ضعیف» به «ایرانِ قوی» باید به آن توجه کرد، شکست راهبردی آمریکا است، عنوان کرد: منظور از شکست راهبردی این نیست که آمریکا ضربات سنگینی خورده یا دیگر ابرقدرت نظامی جهان نیست؛ بلکه به این معناست که آمریکا نتوانست به اهداف تعریف‌شده خود دست یابد.

دیپلمات ارشد بازنشسته بیان کرد: اگر اسناد را بررسی کنیم، آمریکا صراحتاً بحث «تغییر رژیم» را مطرح کرده بود و الگوی شکستی که برای ایران ترسیم کرده بود، «الگوی شکست ژاپن» در جنگ جهانی دوم بود؛ یعنی الگویی که نشان می‌داد ژاپن چگونه شکست خورد و تسلیم شد. این ایده چندین بار در صحبت‌های مقامات آمریکایی، به‌ویژه وزیر دفاع وقت، مطرح شد که ژاپنی‌ها چگونه تسلیم شدند؛ همان‌طور که امپراتور هیروهیتو نزد فرمانده نیروهای متفقین رفت و تسلیم شد آمریکا چنین ذهنیتی داشت.

موسوی افزود: در آن مقطع، الگوهای تغییر رژیمی که آمریکا مطرح می‌کرد، عمدتاً شامل «ونزوئلا»، «عراق» و «افغانستان» بود. اما بیش از همه، «الگوی ژاپن» در ذهن آن‌ها بود. وقتی آمریکا از «تغییر رژیم» در ایران سخن می‌گفت، منظورش این بود که ساختارها عوض شده و آن‌ها با بقایای این ساختارها کار را ادامه خواهند داد. این رویکرد، در واقع با همان نظریه «ایرانِ ضعیف» هم‌راستا بود.

دکترین جدید دفاعی ایران صحنه منطقه را تغییر داد/جنگ ۴۰ روزه تئوری ایران ضعیف را دگرگون کرد

وی تصریح کرد: خوشبختانه امروزه این تئوری و نظریه «ایرانِ ضعیف» کاملاً کنار گذاشته شده است و ما با پدیده‌ای جدید و کاملاً مشخص روبرو هستیم.

معاون بین‌الملل دانشگاه آزاد، دومین شاخصی که نشان‌دهنده «ایرانِ قوی» و عبور از نظریه «ایرانِ ضعیف» است، را راهبرد دفاعی ایران خواند و گفت: پیش از جنگ اخیر، راهبرد دفاعی ایران کاملاً «دفاعی» بود. هرچند ایران اعلام کرده بود که در صورت وقوع جنگ، این جنگ «منطقه‌ای» خواهد بود – همان‌طور که امام شهیدمان اعلام کرده بود: اگر جنگی اتفاق بیفتد، جنگ منطقه‌ای خواهد بود – و این موضوع همزمان در نقاط مختلف مانند لبنان نیز مطرح بود، اما آنچه اتفاق افتاد، فراتر از تصور اولیه بود.

ضربه زدن به تمام دارایی‌های آمریکا در منطقه، دکترین جدید ایران بود
موسوی با تاکید بر اینکه آنچه که اتفاق افتاد، راهبرد تهاجمی و ضربه زدن به تمام دارایی‌های آمریکا در منطقه، سیاستی بود که هیچ‌کس درباره آن تصوری نداشت، بیان کرد: این «دکترین جدید» یا «راهبرد جدید دفاعی ایران»، صحنه را به کلی تغییر داده است. در همین چند روز اخیر، با مطرح شدن احتمال شکستن سکوت نظامی، فهرستی از مکان‌هایی که ایران در صورت حمله متقابل، آنها را هدف قرار می‌داد، اعلام شد. این اعلام مجدداً ورق را به گونه‌ای دیگر تغییر داد.

وی تاکید کرد: شاخص نشان‌دهنده «ایرانِ قوی» و عبور از نظریه «ایرانِ ضعیف»، بهره‌گیری از «ژئوپلیتیک» است. برای اولین بار، ایران از موقعیت جغرافیایی و قدرت سرزمینی خود به بهترین شکل استفاده کرد و جغرافیا را در خدمت دکترین‌های دفاعی خود درآورد. بحث «تنگه هرمز» یکی از مهمترین اقداماتی است که در این زمینه رخ داده و به گفته انگلیسی‌ها، این موضوع به یک «دارایی غیرقابل تغییر» برای دفاع کشور تبدیل شده است که دیگر قابل بازگشت نیست.

این دیپلمات ارشد بازنشسته چهارمین بحثی که موجب بازآرایی قدرت ملی ایران شده را «وحدت ملی و انسجام ملی» و گردهمایی مردم حول پرچم ملی کشور خواند و اظهار کرد: شب‌ها که در میادین حضور می‌یابید، با منظره‌ای زیبا از حضور پرشمار پرچم‌های ملی روبرو می‌شوید. تصور اینکه این تعداد پرچم ملی در دست هر قشری از جامعه، با هر پوشش، ظاهر و سیمایی، دیده شود، پیش از این ممکن نبود. هر شب شاهد این نمایش وحدت ملی هستیم.

حضور و نقش‌آفرینی مردم در صحنه از ارکان مهم بازآرایی قدرت ملی است
موسوی، پنجمین شاخص قدرت ملی را تحت عنوان «ملی شدن امنیت ملی» دانست و عنوان کرد: من درباره آن مطلبی هم نوشته‌ام. حضور میدانی مردم از همان روزهای نخست است، عنوان کرد: در شب‌هایی که فراخوان‌های مختلف مطرح بود یا در ایام خاص، شاهد فضای متفاوتی بودیم. در روزهای نخست که مراکز امنیتی و پایگاه‌های انتظامی و کلانتری‌های ما مورد حمله قرار گرفتند، چه چیزی امنیت کشور را حفظ کرد؟ این چیزی جز «ملی شدن امنیت» و حضور مردم در صحنه نبود. در واقع، در آن روزهای نخست که نهادهای انتظامی و امنیتی درگیر مسائل خود بودند، این حضور و نقش‌آفرینی مردم بود که صحنه را حفظ کرد و این یکی از ارکان مهم بازآرایی قدرت ملی است.

وی ششمین شاخص حائز اهمیت را بازآرایی قدرت در عرصه منطقه‌ای خواند و یادآور شد: برای تبیین این موضوع، به تمثیلی از مارکس درباره هگل اشاره می‌کنم؛ مارکس می‌گفت هگل فلسفه را مانند هرمی می‌دید که از رأس روی زمین قرار داشت، اما او این هرم را واژگون کرد و بر قاعده قرار داد. احساس می‌کنم جمهوری اسلامی ایران و متحدان منطقه‌ای‌اش پیش از این، شبیه همان هرمی بودند که از رأس روی زمین قرار داشتند؛ به این معنا که تصور می‌شد آن‌ها باید از قدرت ایران محافظت کنند.

معاون بین‌الملل دانشگاه آزاد با اشاره به اینکه در این جنگ، روند معکوس شد و ایران اعلام کرد که اگر آتش‌بس در لبنان برقرار نشود، من هیچ آتش‌بسی را نمی‌پذیرم و اگر در تمام میدان‌ها و تمام جبهه‌ها آتش‌بس نشود، هیچ‌گونه سکوت نظامی را قبول نمی‌کنم، خاطرنشان کرد: در جنگ ۱۲روزه، تصوری وجود داشت که ایران همه متحدانش را از دست داده است؛ اما در قضایای اخیر، ما نه‌تنها آن‌ها را حفظ کردیم، بلکه تعریف جدیدی از قدرت منطقه‌ای ارائه دادیم. ما اکنون به هرمی تبدیل شده‌ایم که بر قاعده خود روی زمین استوار است و قدرت داریم که از همه آن‌ها حمایت کنیم. این، الگوی جدید مقابله ماست.

موسوی با اشاره به بحثی که مطرح بود مبنی بر اینکه چگونه می‌توانید با آمریکا مقابله کنید، گفت: در کُشتی، گاهی اوقات در برابر حریف قدرتمند، تنها کاری که باید انجام داد، چسبیدن به تشک است. هنگامی که به تشک می‌چسبید، حریف آنقدر تلاش می‌کند که نمی‌تواند شما را تکان دهد و شکست او از همین‌جا آغاز می‌شود.

در جنگ ۴۰ روزه تاب‌آوری خود را ثابت کردیم و قدرت «ضربه‌زدن» نیز دست یافتیم
وی با بیان اینکه ما در گذشته در برابر آمریکا، صرفاً بر «تاب‌آوری» تمرکز داشتیم، اما این جنگ اخیر، یک تئوری را کاملاً تغییر داد، تاکید کرد: ما نه تنها تاب‌آوری خود را ثابت کردیم، بلکه به قدرت «ضربه‌زدن» نیز دست یافتیم. تفاوت اساسی این بود که در گذشته، تنها به چگونگی مقابله با حریفی قدرتمند می‌اندیشیدیم و بر قدرت تاب‌آوری سرمایه‌گذاری می‌کردیم. اما در این جنگ، نه تنها تاب‌آوری داشتیم، بلکه قدرت ضربه‌زدن را نیز به دست آوردیم و این ضربات اساسی بود که آمریکا متحمل شد.

این دیپلمات ارشد بازنشسته تصریح کرد: بحث «شکاف در جبهه دشمن» نیز بسیار قابل توجه است. چه زمانی تصور می‌کردید که مکرون چنین اظهاراتی را بیان کند، یا اسپانیا در مقابل آمریکا قرار گیرد و اجازه ندهد هواپیماهای جنگی‌اش از حریم هوایی این کشور عبور کنند؟ این‌ها اتفاقاتی هستند که رخ داده‌اند.

موسوی درباره تقویت قدرت سخت نظامی کشور گفت: قدرت سخت نظامی ما در عرصه کنونی، دارای سه کانون قدرت است: اول، فرماندهان نظامی؛ دوم، دستگاه بوروکراسی دولتی؛ و سوم، مردم در صحنه. مردم در صحنه، واقعیتی انکارناپذیر هستند که در جنگ اخیر خود را نشان دادند. مردمی که در میدان‌ها حضور پیدا می‌کنند و واکنش‌هایشان، حتی در زمان مطرح شدن بحث آتش‌بس، بر سیاست‌ها تأثیر می‌گذارد.

وی افزود: پیش از این، در دانشگاه نیوشای چین، در بحثی تحت عنوان «قدرت مردم»، به این موضوع پرداختم که چگونه قدرت مردم می‌تواند بر تصمیم‌گیری در سیاست خارجی تأثیر بگذارد. یعنی مستقیماً مردم در کف خیابان، با نوع واکنش خود، می‌توانند تأثیرگذار باشند. این تأثیرگذاری، پدیده‌ای منحصر به فرد است. دو سه روز قبل، ایمیلی دریافت کردم که در آن پیشنهاد بستن قراردادی با ما مطرح شده بود؛ این نشان‌دهنده تأثیر مستقیم قدرت مردم بر ساختار تصمیم‌گیری است و این همان اتفاقی است که در کشور ما رخ داده است.

دکترین جدید دفاعی ایران صحنه منطقه را تغییر داد/جنگ ۴۰ روزه تئوری ایران ضعیف را دگرگون کرد

جنگ اخیر «ایران ضعیف» را به «ایران قوی» تبدیل کرد
معاون بین‌الملل دانشگاه آزاد بیان کرد: ما پس از جنگ ۱۲ روزه، با پدیده‌ای روبرو بودیم که متأسفانه کشور را به سمت استهلاک شدید سوق می‌داد اما جنگ اخیر، «ایران ضعیف» را از بین برد و آن را به «ایران قوی» تبدیل کرد. آنچه در درجه اول به دست آوردیم، حرمت خون پاک شهدایمان، به‌ویژه خون امام بزرگوارمان و فداکاری مردم است.

موسوی در پاسخ به این سوال که آیا رویکرد دولت ترامپ ناشی از «سوءمحاسبه» بوده یا بر مبنای محاسبات دیگری وارد جنگ شده است، گفت: زمان جورج بوش پسر نظریه‌ای در عرصه راهبرد دفاعی آمریکا مطرح شد که دیگر ابرقدرتی مانند آمریکا تصور می‌کند نیازی به برنامه‌ریزیِ پیشینی ندارد؛ زیرا قدرت کافی در اختیار دارد، تصمیم می‌گیرد و همزمان با اجرای آن، برنامه‌ریزی می‌کند. ترامپ دقیقاً همین نظریه را به بدترین شکل اجرا می‌کند؛ او در سخنانش همواره تأکید دارد که چون قوی‌ترین ارتش و بهترین سلاح‌ها را داریم، هر تصمیمی بگیریم، قادر به اجرای آن هستیم.

وی با بیان اینکه هرچند بحث «ایرانِ ضعیف» مشوقی بود که افرادی نظیر نتانیاهو، ترامپ را به این ورطه بکشانند، اما نباید صرفاً بر آن تمرکز کرد؛ بلکه باید به این تئوری خطرناک توجه داشت که «ابرقدرت نیازی به برنامه‌ریزی ندارد و هر تصمیمی را می‌تواند با اتکا به قدرت خود اجرا کند»، اظهار کرد: این طرز تفکر تنها مختص شخص ترامپ نیست، بلکه در جریان‌های زیادی در آمریکا جاری است که می‌گویند: ما تصمیم می‌گیریم تا به منافع ملی‌مان برسیم و در مسیر اجرا، برنامه‌ریزی می‌کنیم.

این دیپلمات ارشد بازنشسته با بیان اینکه متأسفانه در بسیاری از نقاط دیگر نیز چنین رویکردی را دیده‌ایم، زیرا در برابر آن ایستادگی نشد، خاطرنشان کرد: این وضعیت به آنچه در ونزوئلا رخ داد شباهت داشت که ترامپ تصمیم گرفت و اجرا کرد و به نتیجه هم رسید. در رابطه با اروپا نیز تعرفه‌ها را بالا برد و در نهایت، طرف مقابل شرایط را پذیرفت اما وقتی به چین رسید، همین که چین در برابر آمریکا ایستاد و اعلام کرد که در صورت افزایش تعرفه‌ها، مواد نایاب را عرضه نخواهد کرد، ترامپ عقب‌نشینی کرد.

ترامپ احساس کند تئوریِ «قدرتِ مطلقِ تصمیم‌گیر» به چالش کشیده شده، عقب‌نشینی خواهد کرد
موسوی افزود: ترامپ چنین شخصیتی دارد؛ اگر در برابر خود احساس کند که تئوریِ «قدرتِ مطلقِ تصمیم‌گیر» به چالش کشیده شده است، قطعاً عقب‌نشینی خواهد کرد. شک نکنید که اگر در برابر تهدیدات تمدنی ترامپ مبنی بر هدف قرار دادن نیروها و زیرساخت‌ها، پاسخ بازدارنده سخت و متقابلی دریافت نمی‌کرد، حتماً تهدیداتش را عملی می‌کرد؛ به‌ویژه در نوبت دوم که بحث آتش‌بس مطرح بود و او دوباره تهدید خود را تکرار کرد.

وی گفت: تئوری «ایرانِ ضعیف» مشوقی برای این اقدامات بود، اما آنچه ترامپ را به این سمت می‌راند، همان خوی فرعونی است که مقام معظم رهبری -شهید بزرگوارمان- فرمودند: «این فرعون‌ها در اوج فرعونیت، سیلی می‌خورند، باید این ویژگی ترامپ را به‌خوبی در تحلیل‌ها مد نظر قرار داد.

نظرات کاربران