ایران با تخریب زیرساخت ها به عصر حجر برنمی گردد/عقبگرد غرب با آشفتگی بازار انرژی
تهران- ایرنا- یک کارشناس اقتصادی با تاکید بر اینکه ایران با تخریب زیرساخت هایش به عصر حجر مورد نظر ترامپ برنمی گردد، گفت: باید از بانیان این جنگ بخصوص ترامپ پرسید که با بستن تنگه هرمز و آشفتگی بازار انرژی در واقعیت کدام کشورها به عصر حجر نزدیک تر می شوند.
عطا بهرامی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی ایرنا در واکنش به تهدید اخیر ترامپ مبنی بر هدف قرار دادن زیرساخت های حیاتی ایران در صورت باز نشدن تنگه هرمز اظهار داشت: گفتهاند کاری میکنیم که ایران به عصر حجر برگردد! سؤال من این است که با توجه به شرایط فعلی جهان، بستن تنگه هرمز و آشفتگی بازار انرژی، واقعاً کدام کشور به عصر حجر نزدیکتر میشود؟ کاری که ترامپ میتواند بکند، نهایتاً ضربه زدن به برخی زیرساختهاست. بیشتر از این چه کاری میخواهد انجام دهد؟
وی افزود: مگر آلمان و ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم به عصر حجر برگشتند که ایران برگردد؟ میلیونها تن بمب روی این کشورها ریخته شد، شهرها کاملاً تخریب شدند، اما امروز آلمان و ژاپن جزو قدرتهای اقتصادی جهان هستند.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: فرض کنیم برخی ساختمانها یا تأسیسات هدف قرار بگیرند؛ بعد از آن چه می شود؟ ثروت ایران امروز با گذشته فرق کرده است؛ بازسازی خوزستان حدود یک و نیم میلیارد دلار هزینه دارد، فرض کنید یک میلیارد دلار هم جای دیگر. حتی اگر ۵۰ نقطه مهم دیگر هم هدف قرار بگیرد، مجموع هزینه بازسازی شاید به ۵۰ میلیارد دلار برسد.
بهرامی ادامه داد: در مقابل، فقط درآمد ایران از محل تنگه هرمز، با قیمتهای فعلی نفت و گاز، حدود ۸۰ میلیارد دلار در سال خواهد بود یعنی مجموع درآمد ایران از حدود ۴۰ میلیارد دلار قبل از جنگ، به حدود ۱۶۰ میلیارد دلار در سال جاری و سال آینده میرسد. این یعنی ایران میتواند هزینهها را در یک یا دو سال جبران کند و بعد از آن به درآمد پایدار بالاتری برسد.
این کارشناس اقتصادی بیان کرد: با مدیریت تنگه هرمز حتی اگر ضربهای هم وارد شود، این ضربه موقتی است، اما عایدی آن برای ایران بلندمدت خواهد بود. به همین دلیل، حتی اگر این معادله عملی شود، در نهایت به نفع ایران تمام میشود.
وابستگی جهان به تنگه هرمز قابل چشم پوشی نیست
بهرامی با تاکید بر اینکه وابستگی جهان به تنگه هرمز قابل چشم پوشی نیست، گفت: با افزایش وابستگی جهان به نفت عبوری از تنگه هرمز و افول تولید نفت شیل، اثرگذاری تحولات خلیج فارس بر اقتصاد جهانی بهمراتب بیشتر از دهه ۱۹۷۰ خواهد بود و در صورت تداوم بحران، اقتصاد غرب وارد فاز فرسایشی و حتی فروپاشی میشود.
وی درباره اینکه ناظران و کارشناسان بین المللی معتقدند شوک انرژی پیشِرو میتواند از بحران دهه ۱۹۷۰ میلادی هم شدیدتر باشد، اظهار کرد: در دهه ۷۰ میلادی، حدود ۷ درصد از نفت منطقه خلیج فارس، تأمینکننده نیاز جهان بود، اما امروز این عدد به ۲۰ تا ۲۵ درصد رسیده است. ضمن اینکه با توجه به اینکه امسال آخرین سال اوج تولید نفت شیل است، از این به بعد تولید آن وارد مسیر کاهشی میشود. بنابراین سهم نفتی که باید از خلیج فارس و تنگه هرمز عبور کند، رو به افزایش خواهد رفت.
وی ادامه داد: از این جهت، میزان اثرگذاری این بحران اصلاً قابل مقایسه با دهه ۷۰ نیست؛ نکته مهم دیگر این است که در آن مقطع، کشوری که تحریم نفتی را اعمال کرد، ملک فیصلِ عربستان بود؛ کشوری که اگرچه نگاه مثبتی به موضوع فلسطین داشت، اما از نظر قدرت، توان تأثیرگذاری بلندمدت نداشت و تنها میتوانست اقدامی موقت انجام دهد.
هژمونی آمریکا رو به افول است
بهرامی اضافه کرد: در مقابل، ایران یک قدرت بزرگ است؛ دارای سلاحهای بومی، خودکفا، با جمعیت میلیونی؛ اگر سیاستگذاری درستی انجام شود و موضوع مهاجران هم حل شود، ایران میتواند به کشوری با جمعیت حدود ۱۰۰ میلیون نفر و اثرگذاری بسیار بالا تبدیل شود. ضمن اینکه جهان امروز هم در حال گذار است؛ آن زمان دنیا دوقطبی بود، اما امروز هژمونی آمریکا در حال افول و قدرتهای جدید در حال ظهور هستند. از این جهت، ابعاد این اتفاق اصلاً قابل قیاس با گذشته نیست.
این کارشناس اقتصادی در پاسخ به پرسشی درباره پیشبینی یکی از بانکهای آمریکایی مبنی بر اینکه ذخایر راهبردی انرژی غرب حداکثر تا ۲۰ آوریل میتواند بازار نفت را کنترل کند، گفت: تصور من این است که بعد از ۲۰ آوریل، اگر تنگه همچنان بسته بماند، شاهد جهش قیمت نفت به ۱۵۰ دلار و سپس حرکت به سمت ۲۰۰ دلار خواهیم بود. سیاست قدرتهای غربی این است که جنگ بهصورت تدریجی و فرسایشی پیش برود، اما اگر از حدود روز چهلم جنگ عبور کنیم و ذخایر راهبردی مصرف شود، اقتصاد غرب وارد وضعیتی میشود که دیگر قابل تحمل نیست و به سمت فروپاشی حرکت میکند.
اقتصاد کشورهای اروپایی به شدت شکننده است
وی با اشاره به وضعیت اقتصاد اروپا افزود: همین امروز اعلام شد که رشد اقتصادی آلمان از ابتدای سال میلادی تاکنون نصف شده است. وضعیت اقتصاد کشورهای اروپایی بهشدت شکننده است. در چنین شرایطی، این احتمال وجود دارد که شرایط بدتر هم بشود. حتی این امکان مطرح است که رشد اقتصادی آمریکا به سمت شرق منتقل شود و ساختار اقتصاد جهانی از حالت دلارمحور فروشندهمحور گذشته فاصله بگیرد. کشورهای صنعتی مانند ژاپن که سبک زندگیشان بهشدت انرژیپایه است و مصرف بنزین بالایی دارند، آسیبپذیری بیشتری نسبت به آمریکا دارند. اروپا که اساساً تولیدکننده انرژی نیست، در موقعیت ضعیفتری قرار گرفته است.
بهرامی در پایان خاطرنشان کرد : در مقابل، کشورهای صادرکننده نفت مانند ایران و عراق با افزایش قیمت انرژی منتفع میشوند. بازار آمریکا و انگلیس هم بعید است بتواند به سمت متحدان ایران حرکت کند. در مجموع، ما با یک تغییر بنیادین در نظام اقتصاد سیاسی جهان مواجه هستیم؛ حرکتی به سمت یک نظام چندقطبی کامل. این تحول، حتی از نگاه برخی متفکران آمریکایی، اگر زودتر اتفاق بیفتد، هزینه کمتری برای آمریکا خواهد داشت. با این حال، ادامه درگیریها از سوی اسرائیل، اگرچه هزینهزاست، اما در نهایت میتواند پیروزی را برای طرف مقابل شیرینتر و درخشانتر کند.

