چه کسی در گوش ترامپ نجوا می کند؟ کشمکش در کاخ سفید درباره سرنوشت جنگ علیه ایران
تهران – ایرنا- یک کارشناس مسائل آمریکا در گزارشی درباره ماهیت جریانهای تصمیم ساز در کاخ سفید در قبال جنگ تجاوزکارانه علیه ایران نوشت: بسیاری معتقدند که تصمیم نهایی جنگ بیش از آنکه بر اساس نظریههای ژئوپلیتیک گرفته شود براساس میزان موفقیت هر یک از این جریانها برای تحمیل دیدگاه خود به ترامپ گرفته خواهد شد.
به گزارش روز سه شنبه ایرنا، «احمد مریسی» کارشناس عرب در گزارش تحلیلی خود که در سایت شبکه تلویزیونی الجزیره منتشر شد، آورده است: با نزدیک شدن به پایان ضربالاجل تعیینشده توسط دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا برای ایران جهت بازگشایی تنگه هرمز در شامگاه ۷ آوریل (بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین)، همه منتظر تصمیمی هستند که کاخ سفید در مورد گسترش جنگ یا گشودن دریچهای برای حل و فصل اوضاع خواهد گرفت.
اما در راهروهای سیاست در واشنگتن، سوال این نیست که «ترامپ چه تصمیمی خواهد گرفت؟» بلکه سوال بیشتر این است که «چه کسی این تصمیم را خواهد گرفت؟». ترامپ - که فاقد یک استراتژی امنیت ملی سنتی است و تصمیماتش عمدتاً با رویکرد «معامله گری» هدایت میشود - درهایِ خود را به روی حلقه وسیعی از مشاوران و اعضای خانوادهاش باز گذاشته است و همگی برای زمزمه کردن در گوش ترامپ و هدایت مسیر جنگ با هم رقابت میکنند.
این حلقه به سه دسته تقسیم میشود. نخست، شخصیتهای رسمی سطح بالا و تندرو هستند که خواستار بمباران بیشتر ایران می باشند. دسته دوم، شخصیت هایی هستند که عملگراترند و از هزینههای جنگ میترسند. سومین دسته، شخصیت های غیررسمی هستند که سیاست خارجی را با ذهنیت «دلالان املاک» اداره میکنند.
«پیت هگست» وزیر جنگ، «استیون میلر» معاون رئیس کارکنان کاخ سفید و «مارک روبیو» وزیر خارجه آمریکا جزء دسته نخست هستند.
«جی. دی. ونس» معاون رئیس جمهور آمریکا برخلاف روبیو، نماینده یک جریان عملگرای انزواطلب در دولت است. او در عراق خدمت کرده و دیدگاه محتاطانهای نسبت به «جنگهای بیپایان» دارد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی نوشت که لحن ونس در مورد ایران در جلسات کابینه بسیار کمتر از روبیو پرشور است و او ترجیح میدهد بدون توسل به اشغالگری یا درگیر شدن در روند بازسازی، بر اطمینان از عدم دستیابی تهران به سلاح هستهای تمرکز کند.
خود ترامپ اذعان کرده که معاونش در این مورد «از نظر فلسفی با او متفاوت است» و گزارشهای دیگر نشان میدهد که ونس جزو آخرین مقاماتی بود که علناً حملات اولیه علیه ایران را تأیید کرد.
امروز، ونس «آماده» است تا در صورت پیشرفت کانالهای میانجی با تهران به سطح برگزاری جلسات مستقیم بین ایران و آمریکا، وارد مذاکره شود، در حالی که ارزیابیها حاکی است که ونس ممکن است برای ایرانیها «وجه الضمانی» باشد که از تندروهای درون کاخ سفید قابل قبولتر به شمار آید.
ونس آگاه است که یک جنگ طولانی که قیمت سوخت را افزایش میدهد و اقتصاد آمریکا را تضعیف میکند، میتواند شانس ریاست جمهوری او را در سال ۲۰۲۸ تضعیف کند. این آگاهی، او را به سمت یافتن یک «راه برون رفت امن» سوق میدهد که به ترامپ فرصتی برای اعلام یک پیروزی سیاسی بدون گرفتار شدن در باتلاق ایران بدهد.
«استیو ویتکاف» فرستاده ویژه ترامپ و «جراد کوشنر» دامادش جزء دسته سوم یعنی «دلالان املاک» در بازار سیاست آمریکا هستند.
برداشت ویتکاف و کوشنر این است که دیپلماسی مانند یک «معامله بزرگ املاک و مستغلات» است که در یک تیم کوچک، یک مسیر شخصی مستقیم با رهبران و حداکثر سرمایهگذاری در رابطه خصوصی با ترامپ خلاصه می شود.
اطلاعات ناقص ویتکاف از ایران
اگرچه ویتکاف فاقد تجربه عمیق در امور ایران است - تا جایی که در یک مصاحبه از او نقل شده که تنگه هرمز را "خلیج هرمز" توصیف کرده است - ترامپ به او اعتماد کامل کرده است.
با نزدیک شدن به ضربالاجل ۷ آوریل، ترامپ خود را در میان انبوهی از توصیههای متناقض میبیند: بین دیپلماسی «املاک و مستغلات» دامادش کوشنر و دوستش ویتکاف و محاسبات عملگرایانه معاونش ونس و عطش «ویرانگری و بکارگیری زور بیرحمانه» وزیر دفاعش هگست و مشاورش میلر و وزیر امور خارجهاش روبیو.
در غیاب یک استراتژی منسجم از سوی آمریکا در قبال ایران، بسیاری از ناظران معتقدند که تصمیم نهایی نه بر اساس نظریههای ژئوپلیتیکی بلکه بر اساس این معیار گرفته خواهد شد که کدام یک از این جریان ها در درون کاخ سفید ترامپ را متقاعد خواهد کرد که راهکارش برای وجهه ترامپ و برای شانس جمهوریخواهان در انتخابات آینده - در سایه کاهش محبوبیت ترامپ و فشاررأیدهندگان خشمگین به خاطر هزینههای جنگ و افزایش قیمت سوخت- بهترین راهکار و گزینه است.

