ترامپ مقابل ایران از سند امنیت ملی کشورش عبور میکند؟
تهران- ایرنا- بازخوانی تازهترین سند امنیت ملی آمریکا به ویژه بخشهای مرتبط با خاورمیانه و ایران، تصویر روشنی از معادلات سیاسی و بینالمللی پیش چشم مخاطب قرار میدهد؛ اینکه جایگاه، مقدورات و محذورات کشورمان چیست و چگونه باید در این فضا نقشآفرینی کرد.
آخرین سند امنیت ملی آمریکا به عنوان سندی راهبردی که هر چهار سال یک بار از سوی دولت ایالات متحده به منظور تعیین اهداف و اولویتهای سیاست خارجی و امنیت ملی این کشور منتشر میشود، نگاهی متفاوت از نسخه پیشین خود به ایران دارد. سطح اولویت، لحن و ابزار مواجهه با ایران در این دو سند متفاوت است.
برای بازشناسی رویکرد و راهکار متناسب در مواجهه با سیاستهای همواره خصمانه آمریکا در قبال ایران، ناگزیر از بازشناسی و بازخوانی تازهترین سند امنیت ملی آمریکا هستیم؛ سندی که در دولت ترامپ تدوین و در نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شده است.
اندیشکده راهبرد تحول در شماره دی ماه ۱۴۰۴ نشریه خود با نام «بررسی راهبردی» به بازخوانی و تحلیل سند ۲۰۲۵ امنیت ملی آمریکا میپردازد. بخشهای مرتبط با ایران در این گزارش به صورت اجمالی در گزارش پیش رو بررسی میشود:
سند امنیت ملی آمریکا ۲۰۲۵ برای ایران نشاندهنده شرایطی است که میتوان آن را «ثبات تنشزا» نامید؛ وضعیتی که در آن نه جنگ محتمل است نه آشتی راهبردی
خاورمیانه در سند امنیت ملی آمریکا
یکی از مهمترین محورهای سند امنیت ملی ۲۰۲۵، بازتعریف اولویتهای جغرافیایی است. بر مبنای این سند، تمرکز بر نیمکره غربی (آمریکای شمالی و جنوبی) پایه راهبرد ملی است. پس از آن به ترتیب چین به عنوان رقیب استراتژیک و سپس اروپا با محوریت لزوم بازتعریف مشارکت در مرکز توجه آمریکا قرار دارند. در این میان آمریکا به خاورمیانه هم توجه دارد.
در نسخه ۲۰۲۵، آمریکا اگرچه هنوز به خاورمیانه توجه دارد، اما آن را دیگر محور سیاست خارجی نمیداند. تهدیدها در منطقه باید مدیریت شوند، اما بدون ورود به «جنگهای بیپایان» یا تلاش برای تغییر ساختارهای سیاسی منطقه در دستور کار آمریکا قرار گرفته است. این سند میگوید منافع آمریکا در منطقه عمدتاً شامل حفظ جریان انرژی، جلوگیری از تبدیل منطقه به پایگاهی برای تروریسم و حمایت از امنیت اسرائیل است؛ اما اولویت آن نسبت به سالهای قبل کاهش یافته است، اگر چه باید منتظر برنامههای آمریکا در منطقه بود و نمیتوان با ابتنا به این سند منتظر کاهش حضور و مداخلهگری آمریکا در خاورمیانه بود، بخصوص که سرنوشت بسیاری از جهتگیریهای آینده را روند رقابتهای امنیتی و اقتصادی و سیاسی تعیین میکند. با وجود نگاه غیرمداخلهگرانه در سند نسبت به خاورمیانه و ایران، اما تکرار چند باره عملیات چکش نیمه شب نشان میدهد که ایران کماکان یکی از مناطق مورد توجه سند ۲۰۲۵ است.
مساله ایران و خاورمیانه
در سند امنیت ملی ۲۰۲۵، ایران بهطور مشخص چند بار نام برده شده و بهعنوان یکی از عوامل بیثباتی در منطقه معرفی شده است، اگرچه وزن این مساله نسبت به اسناد گذشته آمریکا کاهش یافته است. سند تلاش دارد نشان دهد که خطر ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه کاهش پیدا کرده است، اما باید توجه داشت که بیشترین تمرکز سند در خصوص خاورمیانه و غرب آسیا بر حفظ ثبات بویژه در حوزه انرژی تاکید شده و از طرف دیگر ایران نیز عامل بیثباتی در منطقه عنوان گردیده که محل تامل است.
این رویکرد نشاندهنده تمایل آمریکا به نگاه مدیریت تهدیدها به جای مواجهه مستقیم نظامی در خاورمیانه است، که اگرچه در کوتاهمدت کاهش مداخلات را نوید میدهد، اما میتواند منجر به رقابتهای منطقهای پیچیدهتر شود. به خصوص که تاکید افراطی بر تقویت ارتش و ایجاد صلح و ثبات از طریق اعمال قدرت این رویکرد ظاهری در سند را در عمل با تعارض روبرو میسازد.
پیامدهای سند امنیت ملی آمریکا ۲۰۲۵ برای جمهوری اسلامی ایران
اگرچه بین نظر تا عمل میتوان تفاوت بسیاری قائل شد و در سند امنیت ملی آمریکا ۲۰۲۵ تعارضهای مختلفی به چشم میخورد و به ظاهر ایران را در مرکز راهبرد امنیتی ایالات متحده قرار نمیدهد، اما حاوی پیامها و دلالتهای مهمی برای جایگاه، نقش منطقهای و مسیر کنشگری جمهوری اسلامی ایران است. رویکرد این سند نسبت به ایران را باید در چارچوب کلی تصویرسازی از «کاهش اولویت خاورمیانه»، «مدیریت منطقه بهجای تقابل مستقیم» و «تمرکز بر رقابت قدرتهای بزرگ» تحلیل کرد. اما رفتار آمریکا به صورت آشکار و پنهان چیز دیگری را نشان میدهد. این تغییر پارادایمی، هر چند ظاهری هم فرصتهایی بالقوه و هم چالشهایی راهبردی برای ایران به همراه خواهد داشت.
تصویرسازی خروج ایران از کانون اولویت، نه خروج از محاسبات امنیتی برای مدیریت رقابتهای منطقهای
در سند امنیت ملی ۲۰۲۵، ایران دیگر تهدید شماره یک یا کانون اصلی سیاست خارجی آمریکا تصویر نمیشود. این امر در مقایسه با دورههایی که خاورمیانه و ایران در صدر اولویتهای امنیتی واشنگتن قرار داشتند، یک تصویر معنادار است. با این حال، کاهش اولویت به معنای حذف ایران از محاسبات امنیتی آمریکا نیست، بلکه نشان از تصویرسازی کاهشی اهمیت تهدید ایران برای آمریکا است. در سند به صراحت اعلام شده است که ایران ضعیف شده و این امر نشاندهنده انتقال رویکرد از «مواجهه مستقیم» به «مدیریت و مهار نیابتی» است. با این وجود باید خاطرنشان کرد که هنوز جوهر سند امنیت ملی آمریکا خشک نشده است که ترامپ در مصاحبه خود بارها روی ایران متمرکز شد و حرفهایی مغایر با سند انتشار یافته بر زبان آورد.
سند امنیت ملی ۲۰۲۵، از ایران بهطور مشخص چند بار نام برده و در آن کشورمان بهعنوان یکی از عوامل بیثباتی در منطقه معرفی شده است؛ وزن کمّی این مساله البته نسبت به اسناد گذشته آمریکا کاهش یافته است
در این چارچوب، آمریکا بهدنبال جنگ مستقیم یا مداخله نظامی مستقیم نیست و آن را نیابتی از طریق رژیم اسرائیل دنبال میکند، همچنان ایران را یکی از عوامل بیثباتی منطقهای تلقی میکند، رویکرد مواجهه را از برخورد سخت و مستقیم به نرم و غیرمستقیم تغییر داده است و سیاست فشار چندلایه (اقتصادی، دیپلماتیک، امنیتی) را حفظ میکند. این وضعیت، فضایی خاکستری ایجاد میکند که در آن تنش مزمن حفظ میشود.
تداوم سیاست مهار، با ابزارهای کمهزینهتر
یکی از پیامدهای کلیدی سند ۲۰۲۵ برای ایران، تداوم سیاست مهار، اما با هزینه کمتر برای آمریکا است.
در این رویکرد تحریمها دقیقتر و گستردهتر همچنان ابزار اصلی فشار باقی میمانند، ایجاد گسست اجتماعی و فرهنگی داخلی میان دولت و ملت ایران هدف و اولویت مهمی است، نقش متحدان منطقهای آمریکا در مهار ایران پررنگتر میشود و واشنگتن تلاش میکند بدون حضور مستقیم نظامی، توازن منطقهای علیه ایران را حفظ کند.
این امر میتواند به افزایش عملیات روانی، فشارهای غیرمستقیم، عملیاتهای محدود امنیتی، ایجاد اغتشاشات داخلی، توسعه جنگ نرم و سایبری و جنگهای نیابتی کنترلشده منجر شود، بدون آنکه آمریکا خود را درگیر یک بحران پرهزینه کند.
پیامدهای منطقهای: افزایش نقش بازیگران نیابتی و واسط
با کاهش حضور مستقیم آمریکا در خاورمیانه، نقش بازیگران منطقهای و فرامنطقهای دیگر در تعامل با ایران برجستهتر میشود. در این چارچوب رژیم اسرائیل بهعنوان بازیگر فعال در مقابل ایران باقی میماند، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نقش متغیر و بعضاً دوگانهای خواهند داشت و قدرتهایی مانند چین و روسیه میتوانند بهعنوان موازنهگر یا واسط عمل کنند.
این وضعیت برای ایران هم فرصت دیپلماسی چندجانبه ایجاد میکند و هم خطر پیچیدهتر شدن معادلات امنیتی منطقه را افزایش میدهد.
ایران و رقابت آمریکا و چین
یکی از نکات مهم سند ۲۰۲۵ آن است که تلاش می کند رقابت اصلی آمریکا، نه با ایران و روسیه، بلکه با چین تعریف شود. این مساله برای ایران پیامدهای دوگانه دارد: از سویی میتواند ایران را از تهدیدهای چند لایه و پیچیده غافل کند. ایران میتواند از شکاف راهبردی آمریکا و چین برای گسترش همکاریهای اقتصادی و سیاسی با شرق استفاده کند.حتی میتواند نقش و اثر ایران بر ساخت قدرت در منطقه و جهان را تعدیل کند.
از سوی دیگر، آمریکا ممکن است در مقاطعی، تعامل محدود با ایران را بهعنوان ابزار مدیریت تمرکز خود بر چین در نظر بگیرد، نه بهعنوان پذیرش نقش مستقل ایران. همچنین همکاری دیگر کشورهایی هم پیمان مثل چین روسیه را کاهش دهد.
اگر چه آمریکا تلاش میکند در سند ۲۰۲۵ تمایلی به درگیری مستقیم نظامی نشان ندهد، اما سیاست مدیریت نفوذ و قدرت ایران را حفظ کرده است، بنابراین توصیه اصلی برای ایران حفظ بازدارندگی مؤثر بدون تحریک بحرانساز است
در نتیجه، جایگاه ایران در این رقابت، جایگاهی ابزاری و ثانویه از نگاه آمریکا تصویرسازی می شود، نه یک حریف راهبردی مستقل.
توصیههای امنیتی و راهبردی برای ایران
در مجموع، سند امنیت ملی آمریکا ۲۰۲۵ برای ایران نشاندهنده شرایطی است که میتوان آن را «ثبات تنشزا» نامید. وضعیتی که در آن نه جنگ محتمل است، نه آشتی راهبردی در دستور کار قرار دارد و نه رفع اساسی تحریمها در افق کوتاهمدت قابل انتظار می باشد و روند فرسایش قدرت ایران در دستور کار است. ایجاد روند فلج استراتژیک در ایران را مورد نظر قرار دارد.
در چنین شرایطی، ایران با چند گزینه راهبردی مواجه است. بر این اساس، مجموعهای از توصیههای سیاستی در سه سطح امنیتی، دیپلماتیک و راهبرد کلان قابل طرح است که در پی میآید.
۱. تثبیت و هوشمندسازی بازدارندگی، بدون تشدید تنش
با توجه به اینکه آمریکا تلاش می کند در سند ۲۰۲۵ تمایلی به درگیری مستقیم نظامی نشان ندهد، اما سیاست مدیریت نفوذ و قدرت ایران را حفظ کرده است، توصیه اصلی برای ایران حفظ بازدارندگی مؤثر بدون تحریک بحرانساز است. این به معنای -توجه به افزایش اتحاد ملی ایرانیان در داخل و خارج از کشور است. پرهیز از اقدامات پرهزینه و نمادین که میتواند اجماعسازی علیه ایران را فعال کند، تمرکز بر بازدارندگی ترکیبی (دفاعی، فرهنگی، اجتماعی، منطقهای، فناورانه و ...) و افزایش قابلیتهای دفاعی هوشمند است.
هدف در این سطح، تثبیت وضعیت «عدم جنگ» همراه با جلوگیری از تضعیف قدرت بازدارندگی و افزایش تابآوری و قدرت نرم منطقهای و جهانی است.
۲. گسترش دیپلماسی منطقهای برای کاهش کارآمدی مهار آمریکا
از آنجا که آمریکا در سند ۲۰۲۵ نقش بازیگران منطقهای را در مهار ایران پررنگتر میکند، یکی از مهمترین توصیههای سیاستی، کاهش انگیزه و توان این بازیگران برای همراهی با سیاست مهار است. این امر از طریق تعمیق گفتوگوهای منطقهای بهویژه با کشورهای همسایه و اسلامی، تعمیق دیپلماسی و تعاملات جهانی با کشورهای غیر متعهد با آمریکا، تبدیل رقابتهای امنیتی به رقابتهای اقتصادی و همکاریهای عملی و مدیریت تنش با کشورهای عربی بهعنوان سپر دیپلماتیک در برابر فشار آمریکا قابل تحقق خواهد بود.
دیپلماسی منطقهای فعال میتواند هزینه مهار ایران را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهد.
۳. استفاده هدفمند از شکافهای قدرتهای بزرگ
در سند ۲۰۲۵، تمرکز اصلی آمریکا بر چین است. ایران میتواند از این اولویتبندی برای کاهش فشارهای مستقیم آمریکا بهرهبرداری کند، مشروط بر آنکه روابط با چین و روسیه از حالت صرفاً سیاسی به همکاریهای پایدار اقتصادی و فناورانه ارتقا یابد، از وابستگی یکجانبه پرهیز شود و ایران به بازیگری پیشبینیپذیر و مسئول در معادلات منطقهای تبدیل شود.
هدف، ارتقای قدرت مانور ایران در نظم چندقطبی در حال شکلگیری و حفظ مزیتهای خود است.
۴. تمرکز بر قدرت درونزا بهعنوان مؤلفه اصلی امنیت ملی
سند امنیت ملی آمریکا ۲۰۲۵ نشان میدهد که فشار اقتصادی و اجتماعی همچنان ابزار اصلی مهار ایران خواهد بود. بنابراین، مهمترین توصیه سیاستی بلندمدت، تقویت بنیانهای داخلی امنیت ملی است که از طریق ایجاد ثبات نسبی اقتصادی، کاهش آسیبپذیری اقتصاد از تحریمها، افزایش حس تعلق ملی و دینی، سرمایهگذاری در فناوریهای راهبردی و افزایش سرمایه اجتماعی و انسجام ملی امکانپذیر است. در غیاب این مؤلفهها، حتی بهترین دیپلماسی خارجی نیز کارآمد نخواهد بود.
منبع:
اندیشکده راهبرد تحول، «بازخوانی و تحلیلی بر سند ۲۰۲۵ امنیت ملی آمریکا»، مجله بررسی راهبردی، شماره ۲۰۴، دی ماه ۱۴۰۴

