صدای ماندلا از فراسوی گور: چرا آفریقای جنوبی باید در برابر فشار آمریکا بر ایران مقاومت کند

تهران-ایرنا- « اوایل همین هفته، مقامات آمریکایی خواستهایی را مطرح کردند که چیزی جز بیاحترامی نبود و از پرتوریا خواستند سیاست خارجی خود در قبال ایران را «روشن» کند. لحن آنان تحقیرآمیز بود، گویی آفریقای جنوبی هنوز مستعمرهای است که نیازمند نظارت است. اما ماندلا سالها پیش پاسخ این را داده بود: رویکرد ما به هر کشوری بستگی به رویکرد آن کشور نسبت به مبارزه ما دارد.»
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، پس از آنکه سفر مردادماه ژنرال رودزانی ماپوانیا، رئیس نیروهای دفاع ملی آفریقای جنوبی به ایران و اظهارات او در خصوص روابط دیرینه ایران و آفریقای جنوبی در ایستادگی در کنار مظلومان و بیدفاعان جهان با واکنش ایالات متحده همراه شد، سایت خبری- تحلیلی Independent Online در گزارشی با عنوان «صدای ماندلا از فراسوی گور: چرا آفریقای جنوبی باید در برابر فشار آمریکا بر ایران مقاومت کند» نوشت: اگر نلسون ماندلا امروز زنده بود، بیتردید پاسخی تند و روشن به تازهترین تلاش ایالات متحده برای تحت فشار قرار دادن آفریقای جنوبی در موضوع سیاست خارجیاش میداد.
طوفان دیپلماتیکی که اخیراً بر اثر سفر ژنرال رودزانی ماپوانیا، رئیس ستاد نیروهای دفاع ملی آفریقای جنوبی (SANDF)، به ایران، شکل گرفت، نشان میدهد که واشنگتن از دوران جنگ سرد تا کنون چندان تغییری نکرده است؛ همان دورانی که تلاش میکرد به کشورهای کوچکتر دیکته کند که چه دوستانی داشته باشند و چه دشمنانی برگزینند.
سخنان ماندلا هنوز پس از گذشت دههها طنینانداز است: «یکی از اشتباهاتی که برخی تحلیلگران سیاسی مرتکب میشوند این است که تصور میکنند دشمنانشان باید دشمنان ما نیز باشند.» این سخن که در دهه ۱۹۹۰ و طی یک مصاحبه بیان شد، امروز هم تکبر آمریکایی را به چالش میکشد. در آن زمان، واشنگتن نمیتوانست بفهمد چرا ماندلا، فیدل کاسترو، یاسر عرفات و معمر قذافی را در زمره دوستان خود میشمارد.
برای ایالات متحده، این افراد تبهکار بودند. اما برای ماندلا و جنبش آزادیبخش آفریقای جنوبی، آنان متحدانی بودند که در مبارزه علیه آپارتاید، هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی پشتیبانی کردند، در حالی که واشنگتن همچنان کنگره ملی آفریقا (ANC) را یک «سازمان تروریستی» مینامید.
بازآفرینی فیلمنامه قدیمی
رویداد کنونی همچون بازپخش همان تاریخ به نظر میرسد. اوایل همین هفته، مقامات آمریکایی خواستهایی را مطرح کردند که چیزی جز بیاحترامی نبود و از پرتوریا خواستند سیاست خارجی خود در قبال ایران را «روشن» کند. لحن آنان تحقیرآمیز بود، گویی آفریقای جنوبی هنوز مستعمرهای است که نیازمند نظارت است. اما ماندلا سالها پیش پاسخ این را داده بود: «رویکرد ما به هر کشوری بستگی به رویکرد آن کشور نسبت به مبارزه ما دارد.»
این سخنان امروز هم معنا دارد. ایالات متحده در تاریکترین ساعات در کنار مردم آفریقای جنوبی نایستاد، بلکه به بهانه «منافع راهبردی» دههها از رژیم آپارتاید حمایت کرد. تنها پس از فروپاشی آپارتاید بود که واشنگتن ناگهان برای ماندلا جایگاهی در تالار قهرمانان خود یافت، آن هم به شکلی نمادین و پس از مرگش، زمانی که دیگر نمیتوانست ریاکاری آنها را به چالش بکشد. در مقابل، رهبرانی چون کاسترو، عرفات و قذافی حمایت ملموسی از مبارزه آزادیبخش با آموزش، تأمین مالی و پناه برای تبعیدیان آفریقای جنوبی ارائه دادند.
ماندلا هرگز این را فراموش نکرد و آفریقای جنوبی نیز نباید فراموش کند. موضع او نه بر مبنای ایدئولوژی یا مصلحتگرایی سیاسی، بلکه بر اساس وفاداری و اصول بود.
غزه و میراث همبستگی
هیچجا به اندازه نسلکشی جاری در غزه به روشنی به اخلاقگرایی ماندلا نیاز نیست. بمباران بیامان اسرائیل، که با میلیاردها دلار تسلیحات آمریکایی ممکن شده، بیش از ۱۰۰ هزار فلسطینی، عمدتاً کودکان، زنان و سالخوردگان را کشته است. بیمارستانها، مدارس و اردوگاههای پناهجویان ویران شدهاند.
ماندلا این فاجعه را پیشبینی کرده بود، آنگاه که گفت: «ما بهخوبی میدانیم که آزادی ما بدون آزادی فلسطینیها ناقص است.» مقایسه او میان رفتار اسرائیل با فلسطینیان و نظام آپارتاید آفریقای جنوبی صرفاً یک شعار نبود، بلکه از تجربه زیسته برآمده بود. او شباهتهای سلب مالکیت از زمین، جداسازی نژادی، اشغال نظامی و انکار حقوق بنیادین انسانی را بهخوبی میدید.
امروز، هنگامی که آفریقای جنوبی در دیوان بینالمللی دادگستری قاطعانه در کنار فلسطین ایستاده است، میراث ماندلا را گرامی میدارد. کسانی که پرتوریا را «یهودستیز» مینامند، نکته را درنمییابند که مخالفت با آپارتاید، چه در پرتوریا و چه در تلآویو، نفرت نیست، عدالت است.
معیارهای دوگانه در واشنگتن
خواست آمریکا برای «شفافسازی» بوی معیارهای دوگانه میدهد. وقتی دونالد ترامپ رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، را برای گفتوگو به آلاسکا دعوت کرد، اعتراض جهانی کجا بود؟ درخواستها برای توضیح واشنگتن کجا بودند؟ تنها چند ماه پیش، همین ایالات متحده آفریقای جنوبی را تهدید به تحریم کرده بود اگر در جریان نشست بریکس در ژوهانسبورگ، پوتین را دستگیر نکند.
این ریاکاری، اخلاقگرایی گزینشی واشنگتن را آشکار میسازد. دیگران را درباره حاکمیت سرزنش میکند اما خود آشکارا قوانین بینالمللی را نقض میکند. دیگران را بابت اتحادها محکوم میکند اما به رژیمهای مرتکب جنایات جنگی سلاح میفروشد. ماندلا را پس از مرگ قهرمان میخواند، در حالی که در زمان حیاتش او را تروریست مینامید. اگر آفریقای جنوبی بخواهد رفتار واشنگتن را آیینهوار تکرار کند، میتواند به همان سادگی خواستار «شفافسازی» درباره ارسال سلاحهای آمریکا به اسرائیل یا تاریخچه طولانی کودتاها و مداخلات آن در آمریکای لاتین، آسیا و آفریقا شود.
با این حال پرتوریا چنین نمیکند، زیرا به حاکمیت احترام میگذارد، اصلی که ایالات متحده ظاهراً آن را فقط برای خود و متحدانش محفوظ میدارد.
عامل بریکس و جهان چندقطبی
زمینه ژئوپولیتیک گستردهتری نیز وجود دارد. آفریقای جنوبی و ایران هر دو عضو بریکس هستند، بلوک نوظهور کشورهایی که میکوشند نظم جهانی را بازآفرینی کنند. در کنار برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، این گروهبندی بدیلی در برابر نظام تکقطبی تحت سلطه آمریکا از ۱۹۴۵ تاکنون پدید آورده است.
اعضای تازه بریکس شامل مصر، اتیوپی، اندونزی، ایران و امارات متحده عربی نیز میشوند؛ مسیری که آفریقای جنوبی بهخاطر منافع خودخواهانه آمریکا رها نخواهد کرد. جنوب جهانی دیگر راضی به موعظههای واشنگتن نیست. کشورها استقلال خود را ابراز میکنند، روابط تجاری میسازند و ابتکارات دیپلماتیک را پی میگیرند، بیآنکه منتظر تأیید آمریکا باشند.
تعامل آفریقای جنوبی با ایران باید در همین چارچوب بهعنوان بخشی از آیندهای چندقطبی که در آن قدرت تقسیم میشود، نه انحصار دیده شود. برای واشنگتن، درخواست «شفافسازی» درباره این روابط نه تنها بیاحترامی است، بلکه بیهوده نیز هست. جریان تاریخ از هژمونی آمریکا دور میشود و هیچ مقدار زورگویی دیپلماتیک نمیتواند آن را برگرداند.
ثبات اخلاقی در برابر مصلحتگرایی سیاسی
آنچه بیش از همه نگرانکننده است، کمبود رهبرانی است که ثبات اخلاقی ماندلا را داشته باشند. بسیاری از رهبران از رنجاندن کشورهای قدرتمند میترسند و ترجیح میدهند جملات مصلحتی را تکرار کنند تا حقیقتهای ناخوشایند را بگویند. عظمت ماندلا در این بود که در برابر چنین فشارهایی سر خم نمیکرد. هنگامی که به دلیل دوستی با شخصیتهای جنجالی مورد انتقاد قرار گرفت، بهسادگی پاسخ داد: «آنها زمانی که به حمایت نیاز داشتیم در کنار ما ایستادند. چرا اکنون باید به آنها پشت کنیم؟»
این وضوح اخلاقی در جهان امروز کمیاب است، جایی که وفاداری غالباً تنها تا زمانی دوام دارد که به نفع سیاسی باشد. رهبری کنونی آفریقای جنوبی باید به همان سطح ارتقا یابد. رئیسجمهور سیریل رامافوسا و دولت او باید به یاد داشته باشند که سیاست خارجی ماندلا بر مبنای ترس از تلافی بنا نشده بود، بلکه بر اساس اصول و همبستگی استوار بود. این مشعل نباید خاموش شود.
نتیجهگیری: پیامی به واشنگتن
ایالات متحده باید به یاد داشته باشد که آفریقای جنوبی یک کشور تحتالحمایه نیست. این یک ملت مستقل با تاریخ، مبارزات و اتحادهای خاص خود است. دشمنان واشنگتن الزاماً دشمنان پرتوریا نخواهند بود و وسواسهایش چه درباره ایران، چه روسیه یا دیگران، نمیتواند سیاست خارجی آفریقای جنوبی را تعیین کند. اگر ماندلا میتوانست از گور سخن بگوید، پیام او همان بود که در زندگیاش بود: آفریقای جنوبی دوستان، دشمنان و مسیر خود را خود تعیین خواهد کرد.
ایالات متحده باید بر چالشهای داخلی خود، تیراندازیهای جمعی، بیعدالتی نژادی، نابرابری اقتصادی و نه بر نظارت بر انتخابهای دیگران تمرکز کند. جهان تغییر کرده است. نظمی چندقطبی در حال ظهور است و آفریقای جنوبی، وفادار به روح ماندلا، باید قاطعانه در کنار عدالت، همبستگی و حاکمیت بایستد.