شوک انرژی دیگر فقط بازار نفت را تهدید نمیکند
به گزارش ایران جیب، تحولات اخیر در بازار جهانی انرژی نشان میدهد که بحرانهای نفتی دیگر محدود به افزایش قیمت سوخت و انرژی نیستند، بلکه میتوانند به بازار ارز، ذخایر ارزی، بودجه دولتها و ثبات مالی کشورها نیز سرایت کنند.
بررسی روندهای اقتصادی پس از اختلال در تنگه هرمز نشان میدهد جهان وارد مرحلهای جدید از شوکهای انرژی شده است؛ مرحلهای که در آن افزایش قیمت نفت میتواند همزمان فشار مضاعفی بر اقتصادهای واردکننده انرژی وارد کند.
در این شرایط، کشورهایی که وابستگی بالایی به واردات نفت و گاز دارند، علاوه بر پرداخت هزینه بیشتر برای خرید انرژی، با افزایش نیاز به ارز خارجی نیز مواجه میشوند؛ موضوعی که میتواند ارزش پول ملی آنها را تحت فشار قرار دهد.
از بحران کالایی تا بحران ارزی
در گذشته، شوکهای نفتی عمدتاً با سه پیامد شناخته میشدند: افزایش قیمت انرژی، رشد تورم و کاهش سرعت رشد اقتصادی. اما شرایط امروز متفاوت است.
در بحرانهای جدید انرژی، مسیر انتقال فشار از بازار نفت آغاز شده و به بازار ارز و نظام مالی کشورها میرسد. افزایش هزینه واردات انرژی باعث رشد تقاضا برای ارز، کاهش ذخایر ارزی و افزایش نگرانی سرمایهگذاران میشود.
در چنین شرایطی، کاهش ارزش پول ملی باعث افزایش قیمت کالاهای وارداتی و شکلگیری موجی از تورم وارداتی خواهد شد.
تله ارزی انرژی چگونه شکل میگیرد؟
مکانیزم این بحران یک چرخه معیوب ایجاد میکند:
افزایش قیمت نفت و گاز، هزینه واردات انرژی را بالا میبرد.
کشورها برای تأمین انرژی به ارز بیشتری نیاز پیدا میکنند.
فشار بر تراز پرداختها و حساب جاری افزایش مییابد.
بانکهای مرکزی برای کنترل بازار ارز از ذخایر ارزی استفاده میکنند.
کاهش ذخایر ارزی، اعتماد بازار را کاهش داده و باعث افزایش تقاضا برای دلار میشود.
تضعیف پول ملی، هزینه واردات را دوباره افزایش میدهد.
به این ترتیب، یک بحران انرژی میتواند به بحران ارزی و سپس بحران مالی تبدیل شود.
دلار؛ از قربانی شوک نفتی به برنده بحران
یکی از تفاوتهای مهم بحران انرژی امروز با شوکهای نفتی دهه 1970، تغییر جایگاه آمریکا در بازار انرژی جهان است.
در دهههای گذشته، افزایش قیمت نفت فشار زیادی بر اقتصاد آمریکا وارد میکرد؛ زیرا این کشور یکی از بزرگترین واردکنندگان انرژی بود. اما انقلاب شیل، آمریکا را به یکی از تولیدکنندگان و صادرکنندگان بزرگ نفت و گاز تبدیل کرده است.
به همین دلیل، افزایش قیمت انرژی امروز میتواند برای اقتصاد آمریکا علاوه بر تهدید، فرصت افزایش درآمدهای صادراتی نیز ایجاد کند.
این شرایط باعث شده بسیاری از اقتصادهای واردکننده انرژی با فشار دوگانه مواجه شوند؛ آنها هم باید نفت گرانتر خریداری کنند و هم برای تأمین آن دلار بیشتری بپردازند.
اقتصادهای آسیایی در معرض فشار بیشتر
برخی اقتصادهای آسیایی که وابستگی زیادی به واردات انرژی دارند، بیش از سایر کشورها در معرض این چرخه قرار گرفتهاند.
کشورهایی که ذخایر ارزی محدودتر و وابستگی بیشتری به واردات انرژی دارند، در برابر افزایش قیمت نفت آسیبپذیرتر هستند. کاهش ذخایر ارزی، تضعیف پول ملی و افزایش هزینه واردات میتواند فشار زیادی بر سیاستگذاران اقتصادی این کشورها وارد کند.
بحران انرژی چگونه بودجه دولتها را تحت فشار قرار میدهد؟
فشار ناشی از افزایش قیمت انرژی تنها به بازار ارز محدود نمیشود. دولتها برای جلوگیری از افزایش هزینه زندگی و نارضایتی اجتماعی معمولاً مجبور به مداخله میشوند.
سه ابزار اصلی دولتها در چنین شرایطی عبارتاند از:
افزایش یارانههای سوخت
کاهش مالیاتهای انرژی
عرضه سوخت با قیمت پایینتر از هزینه واقعی
این سیاستها در کوتاهمدت میتوانند فشار اجتماعی را کاهش دهند، اما در بلندمدت باعث افزایش کسری بودجه و کاهش توان مالی دولتها خواهند شد.
در واقع، دولتها با پرداخت هزینه بیشتر، زمان میخرند اما ریشه بحران را از بین نمیبرند.
امنیت انرژی به امنیت ارزی گره خورده است
تحولات اخیر نشان میدهد مفهوم امنیت انرژی دیگر فقط به دسترسی به نفت و گاز محدود نیست. امروز امنیت انرژی با امنیت ارزی و ثبات مالی کشورها ارتباط مستقیم پیدا کرده است.
کشورهایی که وابستگی زیادی به واردات انرژی دارند، نه تنها در برابر افزایش قیمت نفت، بلکه در برابر شوکهای ارزی نیز آسیبپذیر هستند.
آینده اقتصاد جهانی؛ رقابت برای کاهش وابستگی به نفت
بحرانهای جدید انرژی نشان میدهد رقابت آینده جهان تنها بر سر منابع نفت و گاز نخواهد بود، بلکه بر سر فناوریهایی خواهد بود که اقتصادها را از وابستگی شدید به سوختهای فسیلی دور میکنند.
اگر قرن بیستم دوران ژئوپلیتیک نفت بود، قرن بیستویکم میتواند دوران ژئواکونومی انرژی و توسعه فناوریهای پاک باشد؛ دورهای که قدرت اقتصادی کشورها نه فقط از میزان منابع انرژی، بلکه از توانایی کاهش وابستگی به آن منابع ناشی میشود.

