جنگ علیه ایران؛ آغاز تغییر برگشت‌ناپذیر در سازوکار انرژی جهان

جنگ علیه ایران؛ آغاز تغییر برگشت‌ناپذیر در سازوکار انرژی جهان

تهران- ایرنا- روزنامه ال پائیس اسپانیا در گزارشی تحلیلی عنوان کرد بسته شدن تنگه هرمز در نتیجه جنگ تجاوزکارانه علیه ایران، دومین «شوک» انرژی در چهار سال پس از جنگ اوکراین، پیامدهایی میان‌مدت همچون نفت گران‌تر، مسیرهای جایگزین تامین و شتاب‌گیری برقی‌سازی برجای خواهد گذاشت.

به گزارش روز یکشنبه ایرنا از روزنامه ال پائیس، شیرِ نفت خلیج فارس از ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴)، همزمان با آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بسته شد و حتی پس از اعلام آتش‌بس نیز بازگشایی نشد. تهران به جهان نشان داد که کنترل موثرش بر نوار آبی باریکی به عرض تنها ۳۴ کیلومتر می‌تواند حتی با وجود جنگ تجاوزکارانه و حملات ویرانگر، «جعبه پاندورا» ی بحران‌های انرژی و اقتصادی جهانی را بگشاید؛ خطری که به اندازه‌ای بازدارنده بوده که ماشین جنگی آمریکا و رژیم اسرائیل را متوقف کند.

بر اساس این گزارش، حتی اگر مذاکرات دیپلماتیک پیچیده‌ای که در جریان است موفق شود، ترسیمِ دوباره نقشه انرژی جهان کار ساده‌ای نخواهد بود. بسته‌شدن هرمز زخم‌هایی عمیق بر الگوی تامین انرژی چند دهه اخیر خواهد گذاشت: چشم‌انداز نفت و گاز گران‌تر، حتی در صورت برقراری صلح کامل؛ و نیاز به یافتن منابع جایگزین برای جلوگیری از افتادن دوباره در دام ریسک‌های ویرانگر ژئوپلیتیکی. بسته شدن هرمز، در کمتر از پنج سال، دومین هشدار بزرگ است. جنگ اوکراین اروپا را به اضطرار جدایی از وابستگی سنگین به گاز روسیه کشاند و جنگ ایران اکنون آشکار کرده که جهان نمی‌تواند به تامین باثبات نفت و گاز از خلیج فارس نیز تکیه کند.

در ادامه این گزارش آمده است: بسته‌شدن تنگه‌ای که پیش از ۲۸ فوریه تنها «احتمالی فرضی» بود و کابوسی دیرینه برای بازارهای مواد خام، با حمله آمریکا و رژیم اسرائیل به یک واقعیت بدل شد؛ تنگه‌ای که حدود ۲۰ درصد نفت و گاز مصرفی جهان از آن عبور می‌کند.

به باور «گارسیا کاسترو» اقتصاددان و کارشناس Mapfre Economics پایدارترین اثر ساختاری این بحران «عادی‌سازی استفاده از عرضه انرژی به‌عنوان ابزاری ژئوپلیتیکیِ واقعی است، نه فقط تهدیدی لفظی». این یعنی عبور از خطی که می‌تواند به صورت فوری، پیامدهای کلان اقتصادی جهانی ایجاد کند؛ پیامدهایی که اکنون در افزایش تورم و مشکل تامین انرژی در اقتصادهای آسیایی، وابسته‌ترین مشتریان نفت خلیج فارس، نمایان شده‌اند. قیمت نفت برنت از ۷۰ دلار به نزدیکی ۱۲۰ دلار جهش کرد؛ افزایشی که اگر آتش‌بس نبود همچنان ادامه می‌یافت. گارسیا کاسترو می‌افزاید: «بیش از آنکه این جنگ یک بحران انرژی کلاسیک ایجاد کند، نشان داد که امروز چقدر زمان اندکی لازم است تا یک بحران به‌وجود آید. بدتر آنکه این بحران‌زایی، به طور بسیار آسان تکرارشدنی است و وقتی سیستمی یاد بگیرد که با کمترین تحریک وارد بحران می‌شود، دیگر برای بی‌ثبات‌شدن به شوک‌های بزرگ نیاز ندارد.»

نفت گران‌تر

جنگ علیه ایران و بسته‌شدن هرمز، پیش‌بینی‌های آغاز سال درباره کاهش قیمت نفت را کاملا برهم زده است. بازار نفت، که پیش از این با مازاد عرضه روبه‌رو بود و انتظار می‌رفت قیمت برنت در محدوده ۶۰ تا ۷۰ دلار بماند، اکنون در یک ماه و نیم گذشته از حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز نفت و مشتقات محروم شده است. تحلیلگران، حتی با فرض پایان جنگ در چند هفته آینده، اکنون انتظار نفتی گران‌تر از دوره پیش از جنگ را دارند.

بازگشایی هرمز نیز بلافاصله به معنای بازگشت جریان عرضه نخواهد بود؛ چراکه باید تولید تعطیل‌شده دوباره فعال شود، زیرساخت‌های آسیب‌دیده تعمیر شود و گره ترافیکی ده‌ها کشتی گرفتار در خلیج فارس باز گردد. «خورخه مولینرو» تحلیلگر Sparta هشدار می‌دهد: «حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت، حداقل یک ماه دیگر باید انتظار جریان بسیار محدود نفت از هرمز را داشت.»

«بانک آمریکا» (Bank of America) پیش‌بینی می‌کند که حتی اگر جنگ تا پایان آوریل (اوایل اردیبهشت) تمام شود، در سه‌ماهه دوم سال (آوریل، مه و ژوئن ۲۰۲۶) همچنان کمبودی چهار میلیون بشکه‌ای در روز باقی می‌ماند و در نیمه دوم ۲۰۲۶ نیز میانگین کمبود به ۲.۵ میلیون بشکه در روز خواهد رسید. بر همین اساس، این بانک پیش‌بینی قیمت متوسط برنت در سال را به ۹۲.۵ دلار افزایش داده است؛ بسیار دور از ۷۰ دلار پیش از جنگ.

مدیریت دارایی بانک سوئیسی J. Safra Sarasin نیز تخمین می‌زند که نفت برنت در پایان سال در محدوده ۸۰ تا ۹۰ دلار تثبیت شود؛ آن هم در سناریوی «پایه» یعنی توافق میان آمریکا و ایران. آن‌ها برای سناریوی بسیار خوش‌بینانه (بازگشت کامل عبور انرژی از هرمز و سقوط قیمت به ۶۵ دلار) تنها ۱۰ درصد احتمال قائل‌ هستند و در سناریوی بدبینانه‌تر، یعنی تشدید جنگ، ادامه بسته‌بودن هرمز و آسیب دائمی به زیرساخت‌ها، احتمال را ۲۰ درصد می‌دانند؛ سناریویی که در آن قیمت نفت می‌تواند تا ۱۵۰ دلار جهش کند و سپس حول ۱۰۰ دلار تثبیت شود. «فاتح بیرول» مدیر آژانس بین‌المللی انرژی این هفته به ال‌پائیس گفت: «بسته‌شدن هرمز یک شوک بی‌سابقه انرژی و اقتصادی است.»

دومین بحران انرژی در چهار سال

ال پائیس در ادامه آورده است: صرف‌نظر از آنچه در ماه‌های آینده رخ می‌دهد، در میان‌مدت نفت و گاز با «پریمیوم» جدیدی معامله خواهند شد؛ حق بیمه‌ای مربوط به اثرات بسته‌شدن هرمز. «اولیویا آلوارز» تحلیلگر AFI (شرکت مشاوره اقتصادی) می‌گوید: «بازارها انتظارات را قیمت‌گذاری می‌کنند؛ این حادثه احتمال توقف عرضه را بالا برده و بنابراین به افزایش حق بیمه ژئوپلیتیکی منجر می‌شود.» وی می‌افزایدکه این وضعیت حتی با کاهش تنش نیز می‌تواند ثابت بماند، زیرا صرف‌نظر از قیمت، هزینه بیمه حمل‌ونقل و هزینه حمل دریایی نیز بالاتر خواهد رفت.

در نبود چشم‌انداز قطعی صلح، احتمال تغییر مسیرهای تامین انرژی بالا می‌رود؛ تغییری که خود هزینه‌ای ساختاری ایجاد خواهد کرد. انرژی گران‌تر نیز (چنان که که تاریخ بارها نشان داده) به معنای تورم بیشتر، رشد کمتر و در بدترین حالت، رکود است.

زنجیره‌های تامین در خطر

در ادامه این گزارش آمده است: خاورمیانه ۲۰۲۶ مانند دهه‌های گذشته تنها صادرکننده نفت و گاز نیست؛ این منطقه اکنون صادرکننده مهم مواد اولیه‌ای مثل محصولات شیمیایی، فلزات، اوره برای تولید کودهای شیمیایی (حدود یک‌سوم صادرات جهانی)، هلیوم (کلیدی برای صنعت نیمه‌هادی‌ها) و حدود ۱۵ درصد آلومینیوم جهان است.

اروپا وابستگی مستقیمی به مواد خام خاورمیانه ندارد، اما کاهش عرضه موجب افزایش قیمت‌ها می‌شود. با این حال، اروپا هنوز در برابر شوک‌های انرژی آسیب‌پذیر است؛ بیش از ۷۰ درصد انرژی مصرفی آن از منابع غیرقابل تجدید به‌دست می‌آید.

به نوشته ال پائیس، در بخش برق نیز با وجود سهم ۴۷درصدی انرژی‌های تجدیدپذیر، کشورهایی مانند لهستان و ایتالیا در برابر شوک‌های قیمت آسیب‌پذیرند. شرایط کنونی دوباره ضعف‌های اروپا در حوزه انرژی را آشکار کرده است. ۲ بحران انرژی در کمتر از پنج سال می‌تواند گذار به انرژی پاک و متنوع‌سازی منابع را سرعت دهد. اروپا همچنین باید برای پر کردن ذخایر گاز خود آماده شود؛ کاری که امسال با سطح ذخایر پایین‌تر از سال گذشته دشوارتر است.

بر اساس اعلام گلدمن ساکس، «بهترین راه مقابله با بحران‌های آینده، برقی‌سازی هرچه بیشتر است.» این بانک می‌گوید: «پس از دو بحران انرژی در کمتر از پنج سال، نیاز به تقویت امنیت انرژی دیگر یک گزینه نیست، بلکه ضرورت است.» نشانه‌های این تغییر نیز قابل‌مشاهده است: فروش خودروهای برقی دست‌دوم در اروپا افزایش چشمگیر یافته است.

درس تکراری یک جهان بی‌ثبات

به نوشته ال پائیس، جنگ اوکراین و موج تورمی پس از آن هنوز فراموش نشده و اکنون جنگ ایران بار دیگر همان درس را تکرار می‌کند: ریسک‌های اقتصادی تنها حاصل ریسک‌های ژئوپلیتیک‌ هستند. در جهانی که با شتاب از همگرایی اقتصادی فاصله می‌گیرد و در آن حقوق بین‌الملل تضعیف شده و قدرت حرف اول را می‌زند، استقلال و امنیت انرژی به همان اندازه استقلال مالی یا دفاعی حیاتی شده است؛ حوزه‌ای که اروپا نیز به سرعت در حال بازسازی آن است.

اتحادیه اروپا برای جهانی ساخته شد که دیگر وجود ندارد. اکنون تنها چیزی که هست، فقدان قطعیت است و جنگ ایران یادآور دیگری است از اینکه برای دوام آوردن در جهانی با عدم‌قطعیت دائمی، باید سازوکارهای تازه‌ای ساخت

نظرات کاربران