چند دقیقه شعار و چند ساعت سکوت

چند دقیقه شعار و چند ساعت سکوت

یازده و پنج دقیقه اغلب مغازه‌ها باز است. بالاتر می‌روم. در فرعی تولیدی‌ها انگار شور خرید بیشتر است. کارگر‌ها و کولبر‌ها بار کفش جابجا می‌کنند و تولیدکنندگان برای ارسال بار آدرس و شماره تماس می‌گیرند. وارد یک مغازه دیگر می‌شوم. انگار هم تولیدکننده است و هم مغازه دار. می‌پرسم دیروز چه شد؟ می‌گوید: «دیروز الکی شلوغ شد. هیچ چیز خاصی نبود. مغازه‌ها، اما یکی درمیان باز و بسته بود. آرام آرام همین اطراف جمع شدند و شعار دادند. تعداد، اما بالا نبود.»

یازده و پنج دقیقه اغلب مغازه‌ها باز است. بالاتر می‌روم. در فرعی تولیدی‌ها انگار شور خرید بیشتر است. کارگر‌ها و کولبر‌ها بار کفش جابجا می‌کنند و تولیدکنندگان برای ارسال بار آدرس و شماره تماس می‌گیرند. وارد یک مغازه دیگر می‌شوم. انگار هم تولیدکننده است و هم مغازه دار. می‌پرسم دیروز چه شد؟ می‌گوید: «دیروز الکی شلوغ شد. هیچ چیز خاصی نبود. مغازه‌ها، اما یکی درمیان باز و بسته بود. آرام آرام همین اطراف جمع شدند و شعار دادند. تعداد، اما بالا نبود.»