ادعایی تازه از نقش خلخالی در اعدام هویدا؛ چه کسی تپانچه را چکاند؟
ادعایی تازه از نقش خلخالی در اعدام هویدا؛ چه کسی تپانچه را چکاند؟
«هویدا از زندان نامهای برایم فرستاد. نوشته بود من درباره گذشته و ارتباط بعضی از چهرهها با رژیم شاهنشاهی حرفهایی دارم که حاضرم در یک دادگاه علنی فاش کنم، به شرطی که تا برگزاری چنین محکمهای حافظ جانم باشید». هوا رو به تاریکی میرفت که یکی از مسئولان مورد اعتماد از زندان قصر با من تماس گرفت و خبر از واقعه ناگواری داد. گفت: حدود نیمساعت پیش، خلخالی با عجله وارد زندان شد و به طرف سلول هویدا رفت. ابتدا دستور داد همه تلفنهای زندان را قطع کنند تا هیچکس نتواند از زندان با بیرون تماس بگیرد یا از بیرون تلفن کنند. بعد، وارد سلول هویدا شد و دستور داد از سلول بیرونش بیاورند. وقتی هویدا را از بند بیرون آوردند، خلخالی تپانچهاش را درآورد و در حالی که رو به صورت او نشانه رفته بود، در سکوت حاضران گفت من ایشان را محاکمه و به اعدام محکومش میکنم. با گفتن این جمله، گلولهای به پیشانی هویدا شلیک کرد که نقش زمین شد. بعد در حالی که از آنجا دور میشد، به اطرافیان گفت، حالا ببریدش و از کنار جنازه هویدا گذشت و دور شد.
«هویدا از زندان نامهای برایم فرستاد. نوشته بود من درباره گذشته و ارتباط بعضی از چهرهها با رژیم شاهنشاهی حرفهایی دارم که حاضرم در یک دادگاه علنی فاش کنم، به شرطی که تا برگزاری چنین محکمهای حافظ جانم باشید». هوا رو به تاریکی میرفت که یکی از مسئولان مورد اعتماد از زندان قصر با من تماس گرفت و خبر از واقعه ناگواری داد. گفت: حدود نیمساعت پیش، خلخالی با عجله وارد زندان شد و به طرف سلول هویدا رفت. ابتدا دستور داد همه تلفنهای زندان را قطع کنند تا هیچکس نتواند از زندان با بیرون تماس بگیرد یا از بیرون تلفن کنند. بعد، وارد سلول هویدا شد و دستور داد از سلول بیرونش بیاورند. وقتی هویدا را از بند بیرون آوردند، خلخالی تپانچهاش را درآورد و در حالی که رو به صورت او نشانه رفته بود، در سکوت حاضران گفت من ایشان را محاکمه و به اعدام محکومش میکنم. با گفتن این جمله، گلولهای به پیشانی هویدا شلیک کرد که نقش زمین شد. بعد در حالی که از آنجا دور میشد، به اطرافیان گفت، حالا ببریدش و از کنار جنازه هویدا گذشت و دور شد.