اشکهای یک فرمانده تخریب
اشکهای یک فرمانده تخریب
به خودم آمدم دیدم حاج قاسم به پهنای صورت دارد اشک می ریزد. یادم میآید میگفت: «آدمی که منتظر یک عزیریه که از راه برسه یک لحظه آروم و قرار نداره.»
به خودم آمدم دیدم حاج قاسم به پهنای صورت دارد اشک می ریزد. یادم میآید میگفت: «آدمی که منتظر یک عزیریه که از راه برسه یک لحظه آروم و قرار نداره.»